practices

[ایالات متحده]/ˈpræktɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈpræktɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرینات یا فعالیت‌ها برای بهبود مهارت؛ کاربرد واقعی یک مفهوم یا روش؛ یک کسب‌وکار حرفه‌ای، مانند پزشکی یا وکالت؛ اقدامات عادی یا عادت‌وار

عبارات و ترکیب‌ها

best practices

روش‌های برتر

ethical practices

اصول اخلاقی

business practices

روش‌های تجاری

sustainable practices

روش‌های پایدار

teaching practices

روش‌های آموزشی

safety practices

روش‌های ایمنی

cleaning practices

روش‌های نظافت

training practices

روش‌های آموزشی

cultural practices

رسوم فرهنگی

marketing practices

روش‌های بازاریابی

جملات نمونه

she practices yoga every morning to stay fit.

او هر روز صبح یوگا تمرین می‌کند تا تناسب اندام خود را حفظ کند.

many companies have sustainable business practices.

شرکت‌های زیادی شیوه‌های تجاری پایدار دارند.

he practices his speech before the big presentation.

او سخنرانی خود را قبل از ارائه بزرگ تمرین می‌کند.

the school encourages students to engage in community service practices.

مدرسه از دانش‌آموزان می‌خواهد در فعالیت‌های خدمات اجتماعی شرکت کنند.

they share best practices to improve team collaboration.

آنها بهترین روش‌ها را برای بهبود همکاری تیمی به اشتراک می‌گذارند.

she practices mindfulness to reduce stress.

او ذهن آگاهی را تمرین می‌کند تا استرس را کاهش دهد.

effective teaching practices can enhance student learning.

روش‌های آموزشی موثر می‌توانند یادگیری دانش‌آموزان را افزایش دهند.

he is known for his innovative business practices.

او به دلیل شیوه‌های تجاری نوآورانه خود شناخته شده است.

we should adopt better environmental practices.

ما باید شیوه‌های زیست محیطی بهتری را اتخاذ کنیم.

regular practice is key to mastering any skill.

تمرین منظم کلید تسلط بر هر مهارتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید