abstractionisms

[ایالات متحده]/ˌæbstrækʃənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌæks-træk-shən-iz-əm-z/

ترجمه

n. هنر انتزاع، یا نظریه‌ها و شیوه‌های مرتبط با هنر انتزاعی.

جملات نمونه

her paintings explored various abstractionisms of modern life.

نقاشی‌های او انواع مختلف تجریدی‌سازی زندگی مدرن را بررسی می‌کرد.

the artist's use of color in abstractionisms was bold and vibrant.

استفاده رنگ‌ها توسط هنرمند در تجریدی‌سازی‌ها جسورانه و پر جنب‌وجوش بود.

he found beauty in the simple abstractionisms of nature.

او زیبایی را در تجریدی‌سازی‌های ساده طبیعت یافت.

the critic praised the exhibition for its diverse range of abstractionisms.

منتقد نمایشگاه را به دلیل طیف گسترده تجریدی‌سازی‌های آن تحسین کرد.

understanding abstractionisms requires a certain level of artistic appreciation.

درک تجریدی‌سازی‌ها نیازمند سطح مشخصی از قدردانی هنری است.

the museum showcased the evolution of abstractionisms throughout history.

موزه سیر تکامل تجریدی‌سازی‌ها را در طول تاریخ به نمایش گذاشت.

abstractionisms often challenge traditional notions of representation.

تجریدی‌سازی‌ها اغلب مفاهیم سنتی بازنمایی را به چالش می‌کشند.

the photographer's work blurred the lines between reality and abstractionisms.

آثار عکاس مرز بین واقعیت و تجریدی‌سازی‌ها را محو می‌کرد.

he was drawn to the emotional power of abstractionisms in art.

او به قدرت احساسی تجریدی‌سازی‌ها در هنر جذب شد.

abstractionisms offer a unique way to express complex ideas visually.

تجریدی‌سازی‌ها راهی منحصر به فرد برای بیان بصری ایده‌های پیچیده ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید