accreting

[ایالات متحده]/əˈkreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈkrɛtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند رشد یا افزایش تدریجی با افزودن مواد یا بخش‌های جدید.

جملات نمونه

the company's profits are accreting steadily.

سود شرکت به طور پیوسته در حال افزایش است.

knowledge is constantly accreting in our digital age.

دانش به طور مداوم در عصر دیجیتال ما در حال افزایش است.

the artist's reputation was accreting with each successful exhibition.

شهرت هنرمند با هر نمایشگاه موفقیت آمیز در حال افزایش بود.

his power was accreting through shrewd alliances and conquests.

قدرت او از طریق اتحادها و فتوحات زیرکانه در حال افزایش بود.

the glacier is accreting at a rate of several meters per year.

گletser با سرعت چند متر در سال در حال افزایش است.

the city's population was accreting rapidly due to immigration.

جمعیت شهر به دلیل مهاجرت به سرعت در حال افزایش بود.

savings are slowly but surely accreting over time.

پس اندازها به تدریج و به مرور زمان در حال افزایش هستند.

the evidence was accreting against the suspect day by day.

شواهد علیه مظنون هر روز در حال افزایش بود.

he watched his influence accreting, a silent but powerful force.

او شاهد افزایش نفوذ خود بود، نیرویی خاموش اما قدرتمند.

the company's debt was accreting at an alarming rate.

بدهی شرکت با نرخی نگران کننده در حال افزایش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید