actuaries

[ایالات متحده]/'æktʃʊərɪ/
[بریتانیا]/'æktʃuɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حسابدار بیمه، محاسبه‌گر بیمه.

جملات نمونه

as an actuary you will not be chained to a desk.

به عنوان یک متخصص بیمه، شما به یک میز محدود نخواهید شد.

She is studying to become an actuary.

او در حال تحصیل برای تبدیل شدن به یک متخصص بیمه است.

The actuary calculated the risk of the investment.

متخصص بیمه ریسک سرمایه گذاری را محاسبه کرد.

Actuaries use mathematical models to analyze data.

متخصصان بیمه از مدل های ریاضی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می کنند.

The actuary forecasted the company's financial future.

متخصص بیمه آینده مالی شرکت را پیش بینی کرد.

He consulted with an actuary before making the decision.

او قبل از تصمیم گیری با یک متخصص بیمه مشورت کرد.

The actuary's report influenced the company's strategy.

گزارش متخصص بیمه بر استراتژی شرکت تأثیر گذاشت.

The actuary's job involves analyzing statistics and financial risks.

کار متخصص بیمه شامل تجزیه و تحلیل آمار و خطرات مالی است.

Actuaries play a crucial role in insurance companies.

متخصصان بیمه نقش مهمی در شرکت های بیمه ای ایفا می کنند.

The actuary's calculations helped the company make informed decisions.

محاسبات متخصص بیمه به شرکت کمک کرد تا تصمیمات آگاهانه بگیرد.

Becoming an actuary requires a strong background in mathematics.

تبدیل شدن به یک متخصص بیمه نیاز به پیشینه قوی در ریاضیات دارد.

نمونه‌های واقعی

" Today I can hunt for tax exemptions. I'm gonna be an actuary" !

امروز می‌توانم به دنبال معافیت‌های مالیاتی بگردم. من قصد دارم یک متخصص بیمه (Actuary) باشم!

منبع: Zootopia (audiobook)

Indeed, actuaries have as big a role to play as activists in the fight against climate change.

در واقع، متخصصان بیمه نقش مهمی در مبارزه با تغییرات آب و هوایی ایفا می‌کنند، به اندازه فعالان.

منبع: The Economist - Finance

It's four in the afternoon and Nigel, a mild-mannered actuary, has done his work for the day.

ساعت چهار بعد از ظهر است و نیگل، یک متخصص بیمه با رفتار ملایم، کار خود را برای امروز تمام کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

A couple years ago, my brother-in-law was searching for a job as an actuary.

چند سال پیش، همسر برادرم به دنبال شغلی به عنوان یک متخصص بیمه بود.

منبع: Learn speaking with Vanessa.

How can the lessons of a world class rock climber help make one a better spouse, or a better public speaker, or a better insurance actuary?

چگونه درس‌های یک کوهنورد جهان‌نما می‌توانند به یک فرد کمک کنند تا همسر بهتری، سخنران عمومی بهتری یا یک متخصص بیمه بهتر باشد؟

منبع: Top 10 Thrilling Adventures in the World

Fifty to one, on an actuary's reckoning, against their play running more than three weeks; and then no one even noticed their name on the programme.

پنجاه به یک، بر اساس نظر یک متخصص بیمه، علیه ادامه نمایش بیش از سه هفته؛ و بعد هیچکس حتی متوجه نشد که نام آنها در برنامه وجود دارد.

منبع: A handsome face.

Indeed, Mr Cave quotes an actuary who has estimated that the average “medical immortal” would persist for around 6,000 years before dying in a plane accident or a car crash or the like.

در واقع، آقای کیو از یک متخصص بیمه نقل قول می‌کند که تخمین زده است یک "بدیهی نیست" پزشکی به طور متوسط ​​حدود ۶۰۰۰ سال دوام خواهد آورد قبل از اینکه در یک تصادف هوایی یا تصادف رانندگی یا موارد مشابه بمیرد.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید