statistician

[ایالات متحده]/stætɪ'stɪʃn/
[بریتانیا]/ˌstætɪˈstɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آمارگیر

جملات نمونه

Statisticians predict a fall in unemployment by 2004.

آمارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که بیکاری تا سال 2004 کاهش یابد.

Statisticians have calculated that France alone makes a deposit of half a milliard every year, in the Atlantic, through the mouths of her rivers.

محققان محاسبه کرده‌اند که تنها فرانسه هر سال مبلغی معادل نیم میلیارد را در اقیانوس، از طریق دهانه رودخانه‌هایش، به آن اضافه می‌کند.

The first is money.Luring statisticians away from the fleshpots of high finance means paying them well.

اولین مورد پول است. برای دور کردن آمارشناسان از تجملات امور مالی بالا، باید خوب به آنها پرداخت.

The statisticians averaged out the number of people receiving college degrees in every one thousand persons.

آمارشناسان میانگین تعداد افرادی را که در هر هزار نفر مدرک دانشگاهی دریافت می‌کنند، محاسبه کردند.

But there is something of the penguin about this freethinking statistician, who combines upper-crust vowels with the awkward charm of Griff Rhys-Jones.

اما در مورد این آمارشناس آزاداندیش، نکته‌ای از پنگوئن وجود دارد که لحن اشرافی او با جذابیت دست و پا چلفتی گریف ریس جونز ترکیب شده است.

And as a great statistician and predictor and foreteller, or prophet, more literarily, I can picture a future that will be doomed to me in a billing cycle of my credit card.

و به عنوان یک آمارشناس، پیش‌بینی‌کننده و پیشگوی بزرگ، یا به عبارت دیگر، من می‌توانم آینده‌ای را تصور کنم که در یک چرخه صورتحساب کارت اعتباری من برای من رقم خواهد خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید