acuteness of color resolution
وضوح رنگ
My concealed lip inside grew fluey prominence, examine on the net feel similar false sex acuteness is wet verrucous, what division should if go to large hospital to see me,hang?
لب پنهان من در داخل رشد کرد، برجستگی دود مانند، در اینترنت جستجو کنید، احساس کنید که جنسیت نادرست و حادیت مرطوب و فلس مانند است، چه بخشی باید بروم تا من را ببینم، آویزان؟
The acuteness of his hearing allowed him to detect the faintest sounds.
تیزی شنوایی او به او این امکان را داد که حتی صداهای ضعیف را نیز تشخیص دهد.
Her acuteness of vision made her an excellent photographer.
تیزی بینایی او باعث شد که یک عکاس عالی باشد.
The acuteness of the pain in his leg made it difficult for him to walk.
تیزی درد در پای او باعث شد که راه رفتن برایش دشوار باشد.
The acuteness of the situation required immediate action.
تیزی شرایط نیاز به اقدام فوری داشت.
His acuteness of mind allowed him to solve complex problems quickly.
تیزی ذهن او به او این امکان را داد که به سرعت مشکلات پیچیده را حل کند.
The acuteness of her sense of smell helped her identify the ingredients in the dish.
تیزی حس بویایی او به او کمک کرد تا مواد تشکیل دهنده غذا را شناسایی کند.
The acuteness of the conflict between the two countries raised concerns about a potential war.
تیزی درگیری بین دو کشور نگرانی در مورد جنگ احتمالی ایجاد کرد.
The acuteness of his observations allowed him to make accurate predictions about the outcome.
تیزی مشاهدات او به او این امکان را داد که پیش بینی های دقیقی در مورد نتیجه گیری کند.
The acuteness of her criticism made him reconsider his decisions.
تیزی انتقاد او باعث شد او تصمیمات خود را دوباره بررسی کند.
The acuteness of the competition pushed him to improve his skills.
تیزی رقابت او را به سمت بهبود مهارت هایش سوق داد.
acuteness of color resolution
وضوح رنگ
My concealed lip inside grew fluey prominence, examine on the net feel similar false sex acuteness is wet verrucous, what division should if go to large hospital to see me,hang?
لب پنهان من در داخل رشد کرد، برجستگی دود مانند، در اینترنت جستجو کنید، احساس کنید که جنسیت نادرست و حادیت مرطوب و فلس مانند است، چه بخشی باید بروم تا من را ببینم، آویزان؟
The acuteness of his hearing allowed him to detect the faintest sounds.
تیزی شنوایی او به او این امکان را داد که حتی صداهای ضعیف را نیز تشخیص دهد.
Her acuteness of vision made her an excellent photographer.
تیزی بینایی او باعث شد که یک عکاس عالی باشد.
The acuteness of the pain in his leg made it difficult for him to walk.
تیزی درد در پای او باعث شد که راه رفتن برایش دشوار باشد.
The acuteness of the situation required immediate action.
تیزی شرایط نیاز به اقدام فوری داشت.
His acuteness of mind allowed him to solve complex problems quickly.
تیزی ذهن او به او این امکان را داد که به سرعت مشکلات پیچیده را حل کند.
The acuteness of her sense of smell helped her identify the ingredients in the dish.
تیزی حس بویایی او به او کمک کرد تا مواد تشکیل دهنده غذا را شناسایی کند.
The acuteness of the conflict between the two countries raised concerns about a potential war.
تیزی درگیری بین دو کشور نگرانی در مورد جنگ احتمالی ایجاد کرد.
The acuteness of his observations allowed him to make accurate predictions about the outcome.
تیزی مشاهدات او به او این امکان را داد که پیش بینی های دقیقی در مورد نتیجه گیری کند.
The acuteness of her criticism made him reconsider his decisions.
تیزی انتقاد او باعث شد او تصمیمات خود را دوباره بررسی کند.
The acuteness of the competition pushed him to improve his skills.
تیزی رقابت او را به سمت بهبود مهارت هایش سوق داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید