adelgids

[ایالات متحده]/ˈædəlˌdʒɪd/
[بریتانیا]/ˈædəlˌdʒɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حشره کوچک که شیره گیاهی می‌مکد و می‌تواند به درختان و گیاهان آسیب برساند.

عبارات و ترکیب‌ها

adelgid infestation

آفت adelgid

control adelgid populations

کنترل جمعیت adelgid

identify adelgid species

شناسایی گونه‌های adelgid

adelgid management strategies

استراتژی‌های مدیریت adelgid

adelgid monitoring programs

برنامه‌های نظارت بر adelgid

جملات نمونه

the adelgid infestation damaged the apple trees.

آفت adelgid به درختان سیب آسیب رساند.

farmers are using pesticides to control adelgids.

کشاورزان از سموم دفع آفات برای کنترل adelgid ها استفاده می کنند.

adelgid outbreaks can be devastating to forests.

شیوع adelgid می تواند برای جنگل ها ویرانگر باشد.

researchers are studying adelgids to find new control methods.

محققان در حال مطالعه adelgid ها برای یافتن روش های کنترل جدید هستند.

identifying adelgid infestations early is crucial for prevention.

تشخیص زودهنگام آلودگی adelgid برای پیشگیری بسیار مهم است.

adelgids are tiny insects that feed on tree sap.

adelgid ها حشرات کوچکی هستند که از شیره درخت تغذیه می کنند.

the adelgid problem has become increasingly widespread.

مشکل adelgid به طور فزاینده ای گسترده شده است.

natural predators can help control adelgid populations.

دشمنان طبیعی می توانند به کنترل جمعیت adelgid کمک کنند.

damage from adelgids can weaken trees and make them susceptible to disease.

آسیب ناشی از adelgid می تواند درختان را ضعیف کرده و آنها را در برابر بیماری آسیب پذیر کند.

integrated pest management strategies are effective in controlling adelgids.

استراتژی های مدیریت آفات یکپارچه در کنترل adelgid ها موثر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید