adenoids

[ایالات متحده]/ˈædɪnɔɪdz/
[بریتانیا]/əˈdiːnoʊˌɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت لنفاوی در پشت سقف دهان، که اغلب در کودکان بزرگ شده است.; لوزه‌های متورم.

عبارات و ترکیب‌ها

have enlarged adenoids

دارای غدد مقعدی بزرگ شده

adenoid surgery

جراحی غدد مقعدی

remove adenoids

برداشتن غدد مقعدی

chronic adenoiditis

آدنوییدیت مزمن

adenoids and tonsils

غدد مقعدی و لوزه ها

infected adenoids

غدد مقعدی عفونی

swollen adenoids

غدد مقعدی متورم

adenoid problems

مشکلات غدد مقعدی

child with adenoids

کودک با غدد مقعدی

adenoid tissue

بافت غدد مقعدی

جملات نمونه

children often have enlarged adenoids.

کودکان اغلب آدنود بزرگ شده دارند.

the doctor recommended removing her adenoids.

پزشک توصیه کرد آدنودهای او را خارج کند.

adenoids can cause breathing problems in young children.

آدنودها می‌توانند باعث مشکلات تنفسی در کودکان خردسال شوند.

chronic adenoiditis is a common condition in childhood.

آدنوییدیت مزمن یک وضعیت شایع در دوران کودکی است.

symptoms of enlarged adenoids include snoring and mouth breathing.

علائم آدنودهای بزرگ شده شامل خرخر و تنفس دهانی است.

adenoids help fight infections in the nose and throat.

آدنودها به مبارزه با عفونت‌ها در بینی و گلو کمک می‌کنند.

surgery to remove adenoids is usually quick and painless.

جراحی برای برداشتن آدنودها معمولاً سریع و بدون درد است.

some children may need their adenoids removed repeatedly.

برخی از کودکان ممکن است نیاز داشته باشند آدنودهای خود را به طور مکرر خارج کنند.

adenoids are part of the lymphatic system.

آدنودها بخشی از سیستم لنفاوی هستند.

inflammation of the adenoids is called adenoiditis.

التهاب آدنودها به عنوان آدنوییدیت شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید