adience

[ایالات متحده]/ˈædʒəns/
[بریتانیا]/ˈædʒən(t)s/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت گوش داده شدن با دقت؛ توجه، احترام یا دقتی که به کسی یا چیزی داده می‌شود؛ گروهی از مردم که در یک جلسه یا رویداد حاضرند و با دقت گوش می‌دهند؛ یک مخاطب.
Word Forms
جمعadiences

عبارات و ترکیب‌ها

gain adience

کسب مخاطب

court public adience

جلب نظر مخاطب عمومی

جملات نمونه

the speaker had an adience of thousands.

سخنرانی کننده مخاطبانی به تعداد هزاران نفر داشت.

his music attracted a large adience.

موسیقی او مخاطبان زیادی را جذب کرد.

the lecture had a small adience.

سخنرانی مخاطبان کمی داشت.

she addressed her adience with passion.

او با شور و اشتیاق با مخاطبان خود صحبت کرد.

the performance was enjoyed by a large adience.

اجرا توسط مخاطبان زیادی مورد استقبال قرار گرفت.

he hoped to gain a wider adience for his work.

او امیدوار بود که برای کار خود مخاطبان بیشتری به دست آورد.

the artist cultivated a loyal adience over time.

هنرمند در طول زمان یک مخاطب وفادار را پرورش داد.

her social media presence helped to grow her adience.

حضور او در رسانه های اجتماعی به رشد مخاطبانش کمک کرد.

the band's new album had a huge adience impact.

آلبوم جدید گروه تاثیر زیادی بر مخاطبان داشت.

it was clear that the speaker had an engaged adience.

واضح بود که سخنرانی کننده مخاطبانی درگیر داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید