spectators

[ایالات متحده]/[ˈspektəz]/
[بریتانیا]/[ˈspektətərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تماشاگران، افرادی که یک مسابقه، اجرا یا رویداد دیگر را تماشا می‌کنند
n. (جمع) گروهی از افراد که یک رویداد را تماشا می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

spectators cheered

تماشاگران تشویق کردند

watching spectators

تماشاگران تماشاچی

spectators applauded

تماشاگران دست زدند

huge spectators

تماشاگران زیاد

spectators gathered

تماشاگران جمع شدند

silent spectators

تماشاگران ساکت

excited spectators

تماشاگران هیجان‌زده

the spectators

تماشاگران

spectators left

تماشاگران رفتند

many spectators

تماشاگران زیاد

جملات نمونه

the spectators cheered wildly for the home team.

تماشاگران با شور و هیجان فراوان از تیم خانگی حمایت کردند.

thousands of spectators attended the concert.

هزاران نفر تماشاگر در کنسرت حضور داشتند.

security personnel managed the crowd of spectators.

پرسنل امنیتی جمعیت تماشاگران را مدیریت کردند.

the race attracted a large number of spectators.

مسابقه تعداد زیادی از تماشاگران را به خود جذب کرد.

spectators gasped as the magician performed his trick.

تماشاگران با دیدن شعبده‌جویی شعبده‌باز، با تعجب نفس‌شان را حبس کردند.

the team thanked the enthusiastic spectators.

تیم از تماشاگران پرشور تشکر کرد.

spectators filled the stadium to capacity.

تماشاگران استادیوم را تا ظرفیت کامل پر کردند.

many spectators brought their own snacks and drinks.

بسیاری از تماشاگران خوراکی و نوشیدنی خود را با خود آوردند.

the event was a hit with the spectators.

این رویداد با تماشاگران بسیار محبوب بود.

spectators waved flags and banners in support.

تماشاگران از حمایت، پرچم‌ها و بنرها را به حرکت درآوردند.

the players acknowledged the cheering spectators.

بازیکنان از تماشاگرانی که تشویق می‌کردند، قدردانی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید