adrenergic

[ایالات متحده]/ˌædrɛˈnərʒɪk/
[بریتانیا]/ˌæd-rən-ˈär-jik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تأثیرگذار بر سیستم عصبی سمپاتیک، به‌ویژه با آزادسازی آدرنالین (اپی‌نفرین)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

adrenergic receptors

گیرنده های آدرنرژیک

adrenergic system

سیستم آدرنرژیک

adrenergic neuron

نورون آدرنرژیک

adrenergic drug

داروی آدرنرژیک

adrenergic agonist

آگونیست آدرنرژیک

adrenergic antagonist

آنتاگونیست آدرنرژیک

adrenergic response

پاسخ آدرنرژیک

alpha-adrenergic receptor

گیرنده آلفا آدرنرژیک

beta-adrenergic receptor

گیرنده بتا آدرنرژیک

جملات نمونه

the drug has adrenergic effects.

دارو اثراتی دارد که بر سیستم عصبی تأثیر می‌گذارد.

adrenergic receptors are involved in the stress response.

گیرنده‌های آدرنرژیک در پاسخ به استرس نقش دارند.

blocking adrenergic activity can reduce blood pressure.

مسدود کردن فعالیت آدرنرژیک می‌تواند فشار خون را کاهش دهد.

adrenergic neurons release norepinephrine.

عصب‌های آدرنرژیک نوراپینفرین آزاد می‌کنند.

sympathetic stimulation leads to adrenergic responses.

تحریک سمپاتیک منجر به پاسخ‌های آدرنرژیک می‌شود.

adrenergic signaling plays a role in mood regulation.

سیگنالینگ آدرنرژیک نقش مهمی در تنظیم خلق و خو دارد.

understanding adrenergic mechanisms is crucial for treating certain diseases.

درک مکانیسم‌های آدرنرژیک برای درمان برخی بیماری‌ها بسیار مهم است.

adrenergic agonists stimulate the sympathetic nervous system.

آگونیست‌های آدرنرژیک سیستم عصبی سمپاتیک را تحریک می‌کنند.

adrenergic antagonists block adrenergic receptors.

آنتاگونیست‌های آدرنرژیک گیرنده‌های آدرنرژیک را مسدود می‌کنند.

research on adrenergic pathways is ongoing.

تحقیقات در مورد مسیرهای آدرنرژیک ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید