adulates blindly
کورکورانه تعظیم میکند
the courtiers adulated the king, showering him with praise.
خدمتکاران پادشاه را با تعارف و ستایش احاطه کردند.
his fans adulated him for his talent and charisma.
هواداران او را به خاطر استعداد و کاریزمایش مورد تعظیم و ستایش قرار میدادند.
she felt a sense of unease when she realized how much he adulated her beauty.
وقتی متوجه شد که او چه قدر به زیبایی او تعصب دارد، احساس ناراحتی کرد.
the celebrity's every move was documented and adulated by the media.
هر حرکت چهره مشهور توسط رسانه ها مستند و مورد تعظیم و ستایش قرار می گرفت.
he learned to navigate the world of politics by understanding how to adulate those in power.
او یاد گرفت که چگونه دنیای سیاست را با درک این موضوع که چگونه باید قدرتمندان را تعظیم کرد، طی کند.
adulates blindly
کورکورانه تعظیم میکند
the courtiers adulated the king, showering him with praise.
خدمتکاران پادشاه را با تعارف و ستایش احاطه کردند.
his fans adulated him for his talent and charisma.
هواداران او را به خاطر استعداد و کاریزمایش مورد تعظیم و ستایش قرار میدادند.
she felt a sense of unease when she realized how much he adulated her beauty.
وقتی متوجه شد که او چه قدر به زیبایی او تعصب دارد، احساس ناراحتی کرد.
the celebrity's every move was documented and adulated by the media.
هر حرکت چهره مشهور توسط رسانه ها مستند و مورد تعظیم و ستایش قرار می گرفت.
he learned to navigate the world of politics by understanding how to adulate those in power.
او یاد گرفت که چگونه دنیای سیاست را با درک این موضوع که چگونه باید قدرتمندان را تعظیم کرد، طی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید