adventuresses

[ایالات متحده]/ədˈventʃərəs/
[بریتانیا]/adˈventʃərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که در فعالیت‌های ماجراجویانه یا پرخطر شرکت می‌کند و معمولاً به دنبال هیجان یا ثروت است؛ زنی که از روش‌های نادرست برای کسب ثروت، شهرت یا وضعیت اجتماعی استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a daring adventuress

یک ماجراجوی جسور

an intrepid adventuress

یک ماجراجوی شجاع

a notorious adventuress

یک ماجراجوی بدنام

a glamorous adventuress

یک ماجراجوی جذاب

become an adventuress

به یک ماجراجو تبدیل شوید

a fictional adventuress

یک ماجراجوی خیالی

جملات نمونه

the adventuress traveled to exotic locales.

ماجراجو به مناطق عجیب و غریب سفر کرد.

she was known as a daring adventuress.

او به عنوان یک ماجراجوی جسور شناخته می شد.

the adventuress lived a life of thrills and danger.

ماجراجو زندگی پر از هیجان و خطر داشت.

he was captivated by her tales of adventuress exploits.

او مجذوب داستان های ماجراجوی او شد.

the book chronicled the life and adventures of a famous adventuress.

کتاب زندگی و ماجراهای یک ماجراجوی مشهور را به تصویر کشید.

she wasn't afraid to take risks, a true adventuress at heart.

او از به جان خریدن نمی ترسید، یک ماجراجو واقعی از صمیم قلب.

the adventuress relied on her wit and courage to survive in the wilderness.

ماجراجو برای زنده ماندن در طبیعت به هوش و شجاعت خود متکی بود.

she was an independent woman, a true modern-day adventuress.

او یک زن مستقل بود، یک ماجراجوی مدرن واقعی.

their journey together was a thrilling adventuress escapade.

سفر آنها با هم یک ماجراجویی هیجان انگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید