adverts on tv
تبلیغات تلویزیونی
online adverts
تبلیغات آنلاین
banner adverts
تبلیغات بنری
social media adverts
تبلیغات رسانه های اجتماعی
adverts targeting customers
تبلیغاتی که مشتریان هدف قرار داده اند
display adverts
تبلیغات نمایشی
search engine adverts
تبلیغات موتور جستجو
video adverts
تبلیغات ویدیویی
click-through adverts
تبلیغات کلیک
native adverts
تبلیغات بومی
the website is full of adverts for new cars.
وبسایت پر از تبلیغات برای خودروهای جدید است.
television adverts can be very persuasive.
تبلیغات تلویزیونی میتوانند بسیار متقاعدکننده باشند.
she clicked on an advert for a free trial.
او روی یک تبلیغ برای یک دوره آزمایشی رایگان کلیک کرد.
the company's adverts are targeted at young people.
تبلیغات شرکت به جوانان هدف گذاری شده اند.
he earns money by placing adverts on his blog.
او با قرار دادن تبلیغات در وبلاگ خود پول به دست می آورد.
adverts for fast food are everywhere these days.
تبلیغات غذای سریع در این روزها همه جا هستند.
the advert showed a happy family enjoying their meal.
تبلیغ نشان داد که یک خانواده خوشحال از غذای خود لذت می برند.
she ignored the adverts and focused on her work.
او تبلیغات را نادیده گرفت و روی کار خود تمرکز کرد.
the advert was so annoying that i changed the channel.
تبلیغ آنقدر آزاردهنده بود که من کانال را عوض کردم.
they are using social media to place adverts for their new product.
آنها از رسانه های اجتماعی برای قرار دادن تبلیغات برای محصول جدید خود استفاده می کنند.
adverts on tv
تبلیغات تلویزیونی
online adverts
تبلیغات آنلاین
banner adverts
تبلیغات بنری
social media adverts
تبلیغات رسانه های اجتماعی
adverts targeting customers
تبلیغاتی که مشتریان هدف قرار داده اند
display adverts
تبلیغات نمایشی
search engine adverts
تبلیغات موتور جستجو
video adverts
تبلیغات ویدیویی
click-through adverts
تبلیغات کلیک
native adverts
تبلیغات بومی
the website is full of adverts for new cars.
وبسایت پر از تبلیغات برای خودروهای جدید است.
television adverts can be very persuasive.
تبلیغات تلویزیونی میتوانند بسیار متقاعدکننده باشند.
she clicked on an advert for a free trial.
او روی یک تبلیغ برای یک دوره آزمایشی رایگان کلیک کرد.
the company's adverts are targeted at young people.
تبلیغات شرکت به جوانان هدف گذاری شده اند.
he earns money by placing adverts on his blog.
او با قرار دادن تبلیغات در وبلاگ خود پول به دست می آورد.
adverts for fast food are everywhere these days.
تبلیغات غذای سریع در این روزها همه جا هستند.
the advert showed a happy family enjoying their meal.
تبلیغ نشان داد که یک خانواده خوشحال از غذای خود لذت می برند.
she ignored the adverts and focused on her work.
او تبلیغات را نادیده گرفت و روی کار خود تمرکز کرد.
the advert was so annoying that i changed the channel.
تبلیغ آنقدر آزاردهنده بود که من کانال را عوض کردم.
they are using social media to place adverts for their new product.
آنها از رسانه های اجتماعی برای قرار دادن تبلیغات برای محصول جدید خود استفاده می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید