aesthetes

[ایالات متحده]/ɛsˈθiːts/
[بریتانیا]/esˈ θiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به شدت به زیبایی و هنر علاقه‌مند هستند

عبارات و ترکیب‌ها

aesthetes appreciate beauty

هنرمندان زیبایی را ارج می‌نهند

aesthetes and artists

هنرمندان وศิลปิน

catering to aesthetes

خدمت به هنرمندان

aesthetes and design

هنرمندان و طراحی

the aesthetes' circle

گروه هنرمندان

aesthetics for aesthetes

هنر زیبایی برای هنرمندان

جملات نمونه

aesthetes often appreciate fine art and design.

هنردوستان اغلب آثار هنری و طراحی خوب را ارزیابی می‌کنند.

the aesthetes gathered at the gallery to admire the new exhibit.

هنردوستان برای تحسین نمایشگاه جدید در گالری گرد هم آمدند.

a true aesthete understands the beauty in simplicity.

یک هنردوست واقعی زیبایی را در سادگی درک می‌کند.

she is considered an aesthete for her impeccable taste in fashion.

او به دلیل ذائقه بی‌نقصش در مد، یک هنردوست در نظر گرفته می‌شود.

he surrounded himself with beautiful objects, striving to be an aesthete.

او خود را با اشیاء زیبا احاطه کرد و برای هنردوست شدن تلاش کرد.

the aesthetes debated the merits of different artistic movements.

هنردوستان درباره محاسن جنبش‌های هنری مختلف بحث کردند.

being an aesthete is more than just liking pretty things; it's about understanding their deeper meaning.

هنردوست بودن فقط دوست داشتن چیزهای زیبا نیست؛ بلکه درک معنای عمیق‌تر آنهاست.

many aesthetes find solace and inspiration in nature.

بسیاری از هنردوستان آرامش و الهام را در طبیعت می‌یابند.

aesthetes often have a keen eye for detail and appreciate subtle nuances.

هنردوستان اغلب دارای دید تیزبینی برای جزئیات هستند و ظرافت‌های ظریف را ارزیابی می‌کنند.

the art critic was considered an aesthete by many in the art world.

منتقدان هنری توسط بسیاری از افراد در دنیای هنر، یک هنردوست در نظر گرفته می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید