sophisticates

[ایالات متحده]/səˈfɪstɪkeɪts/
[بریتانیا]/səˈfɪstɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در مورد جهان تجربه و دانش دارند

عبارات و ترکیب‌ها

sophisticates taste

سلیقهٔ متکبرانه

sophisticates style

سبک متکبرانه

sophisticates choices

انتخاب‌های متکبرانه

sophisticates ideas

ایده‌های متکبرانه

sophisticates design

طراحی متکبرانه

sophisticates culture

فرهنگ متکبرانه

sophisticates knowledge

دانش متکبرانه

sophisticates approach

رویکرد متکبرانه

sophisticates trends

روندهای متکبرانه

sophisticates preferences

ترجیحات متکبرانه

جملات نمونه

she sophisticates her arguments with extensive research.

او استدلال‌های خود را با تحقیقات گسترده، ظریف می‌کند.

his style sophisticates the overall design of the project.

سبک او، طراحی کلی پروژه را ظریف می‌کند.

they sophisticate their cooking techniques to impress guests.

آنها تکنیک‌های آشپزی خود را برای تحت تأثیر قرار دادن مهمانان، ظریف می‌کنند.

the artist sophisticates her paintings with intricate details.

هنرمند نقاشی‌های خود را با جزئیات پیچیده، ظریف می‌کند.

he sophisticates his wardrobe with high-end fashion pieces.

او کمد لباس خود را با لباس‌های مد لوکس، ظریف می‌کند.

she sophisticates her presentation with engaging visuals.

او ارائه خود را با تصاویر جذاب، ظریف می‌کند.

the technology sophisticates the way we communicate.

فناوری روش ارتباط ما را ظریف می‌کند.

they sophisticate their marketing strategies to reach more customers.

آنها استراتژی‌های بازاریابی خود را برای رسیدن به مشتریان بیشتر، ظریف می‌کنند.

he sophisticates his arguments to sound more convincing.

او استدلال‌های خود را برای به نظر رسیدن قانع‌کننده‌تر، ظریف می‌کند.

the chef sophisticates the dish with unique flavors.

آشپز غذا را با طعم‌های منحصربه‌فرد، ظریف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید