afforested

[ایالات متحده]/əˈfɒrɪstɪd/
[بریتانیا]/ˌæfərˈɛstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v درختکاری کردن (زمین) با درختان؛ کاشتن درختان در ناحیه‌ای از زمین که قبلاً جنگل نبوده است.

عبارات و ترکیب‌ها

afforested land

زمین جنگلداری شده

afforested areas

مناطق جنگلداری شده

afforested regions

ناحیه‌های جنگلداری شده

newly afforested land

زمین جنگلداری شده‌ی جدید

afforested slopes

شیب‌های جنگلداری شده

afforesting efforts

تلاش‌های جنگلداری

afforested for conservation

جنگلداری شده برای حفاظت

جملات نمونه

the government has plans to afforest large areas of land.

دولت برنامه‌هایی برای جنگل‌کاری مناطق وسیع زمین دارد.

afforestation can help mitigate climate change.

جنگل‌کاری می‌تواند به کاهش تغییرات آب و هوایی کمک کند.

they are afforesting the land around their farm.

آنها در حال جنگل‌کاری زمین‌های اطراف مزرعه خود هستند.

afforestation projects often involve planting native trees.

پروژه‌های جنگل‌کاری اغلب شامل کاشت درختان بومی می‌شود.

the afforested land is now home to a variety of wildlife.

زمین‌های جنگل‌کاری شده اکنون زیستگاه انواع حیات وحش هستند.

afforestation can improve soil quality and prevent erosion.

جنگل‌کاری می‌تواند کیفیت خاک را بهبود بخشد و از فرسایش جلوگیری کند.

the program aims to afforest millions of hectares by 2030.

این برنامه هدف دارد تا تا سال ۲۰۳۰ میلیون هکتار را جنگل‌کاری کند.

afforestation is a crucial part of sustainable land management.

جنگل‌کاری بخش مهمی از مدیریت پایدار زمین است.

the afforested areas provide valuable carbon sinks.

مناطق جنگل‌کاری شده مخازن کربن ارزشمندی را فراهم می‌کنند.

afforestation can create new jobs in rural communities.

جنگل‌کاری می‌تواند فرصت‌های شغلی جدیدی را در جوامع روستایی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید