deforested area
منطقه ای که درختان آن قطع شده است
deforested land
زمینی که درختان آن قطع شده است
deforested region
منطقه ای که درختان آن قطع شده است
deforested zone
ناحیه ای که درختان آن قطع شده است
deforested forest
جنگلی که درختان آن قطع شده است
deforested landscape
مناظر جنگلی که درختان آن قطع شده است
deforested site
محل قطع درختان
deforested ecosystem
زیستگاه ای که درختان آن قطع شده است
deforested habitat
زیستگاه ای که درختان آن قطع شده است
the area has been heavily deforested over the years.
منطقه در طول سالها به شدت دچار جنگلزدایی شده است.
many species are endangered due to deforested habitats.
بسیاری از گونهها به دلیل زیستگاههای جنگلزدایی شده در معرض خطر قرار دارند.
deforested regions often suffer from soil erosion.
مناطق جنگلزدایی شده اغلب دچار فرسایش خاک میشوند.
efforts are being made to restore deforested areas.
تلاشهایی برای بازسازی مناطق جنگلزدایی شده در حال انجام است.
deforested land can lead to climate change effects.
زمینهای جنگلزدایی شده میتوانند منجر به اثرات تغییرات آب و هوایی شوند.
governments are implementing laws to prevent deforestation.
دولتها قوانینی برای جلوگیری از جنگلزدایی اجرا میکنند.
deforested zones can disrupt local ecosystems.
مناطق جنگلزدایی شده میتوانند اکوسیستمهای محلی را مختل کنند.
reforestation is essential after land has been deforested.
کاشت مجدد درختان پس از جنگلزدایی ضروری است.
deforested areas are often converted into agricultural land.
مناطق جنگلزدایی شده اغلب به زمینهای کشاورزی تبدیل میشوند.
deforestation has deforested vast tracts of rainforest.
جنگلزدایی باعث جنگلزدایی مناطق وسیعی از جنگلهای بارانی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید