afforesting

[ایالات متحده]/əˈfɔːrɛstɪŋ/
[بریتانیا]/əˈfɔːrɛstɪŋ/

ترجمه

v. عمل کاشت درختان در منطقه‌ای که جنگل‌زدایی شده است.

جملات نمونه

large-scale afforesting projects are underway in the region.

پروژه‌های جنگل‌کاری گسترده در حال انجام در منطقه هستند.

afforesting efforts aim to restore degraded ecosystems.

تلاش‌های جنگل‌کاری با هدف بازگرداندن اکوسیستم‌های تخریب‌شده انجام می‌شوند.

the government is encouraging afforesting initiatives.

دولت از طرح‌های جنگل‌کاری حمایت می‌کند.

afforesting can help mitigate climate change.

جنگل‌کاری می‌تواند به کاهش تغییرات آب‌وهوایی کمک کند.

local communities participate in afforesting activities.

جامعه‌های محلی در فعالیت‌های جنگل‌کاری مشارکت می‌کنند.

afforesting requires careful planning and implementation.

جنگل‌کاری نیاز به برنامه‌ریزی و اجرا دقیق دارد.

the benefits of afforesting extend beyond carbon sequestration.

مزایای جنگل‌کاری فراتر از جذب کربن است.

afforesting can enhance biodiversity in an area.

جنگل‌کاری می‌تواند تنوع زیستی را در یک منطقه افزایش دهد.

sustainable afforesting practices are crucial for long-term success.

روش‌های جنگل‌کاری پایدار برای موفقیت بلندمدت بسیار مهم هستند.

afforesting can create new economic opportunities in rural areas.

جنگل‌کاری می‌تواند فرصت‌های اقتصادی جدیدی را در مناطق روستایی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید