afrocentrist

[ایالات متحده]/ˈæfrəʊˌsentrɪst/
[بریتانیا]/ˈæfroʊˌsentrɪst/

ترجمه

n. فردی که اهمیت تاریخ، فرهنگ و تأثیرات آفریقایی را در آموزش و پژوهش تأکید و ترویج می‌کند
adj. مربوط به یا مشخصه آفریکوسentrism، یک ایدئولوژی که نگاه و تجربیات آفریقایی را در تحلیل تاریخی و فرهنگی در مرکز قرار می‌دهد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

afrocentrist scholar

دانشمند آفریقای‌مرکزی

afrocentrist movement

جنبش آفریقای‌مرکزی

afrocentrist theory

نظریه آفریقای‌مرکزی

afrocentrist perspective

نگاه آفریقای‌مرکزی

afrocentrist approach

رویکرد آفریقای‌مرکزی

afrocentrist thinkers

فکرکنندگان آفریقای‌مرکزی

afrocentrist debate

مباحثه آفریقای‌مرکزی

afrocentrist discourse

گفت‌وگوی آفریقای‌مرکزی

afrocentrist critique

انتقادات آفریقای‌مرکزی

afrocentrist studies

مطالعات آفریقای‌مرکزی

جملات نمونه

the professor has been described as a prominent afrocentrist scholar.

این پروفسور به عنوان یک دانشمند برجسته افرومرکزی توصیف شده است.

her dissertation offers a radical afrocentrist perspective on european history.

پایان نامه او یک دیدگاه افرومرکزی جدی درباره تاریخ اروپا ارائه می دهد.

he is a vocal afrocentrist advocating for curriculum reform in schools.

او یک افرومرکزی صدای بلند است که به اصلاح محتوا در مدارس می پردازد.

critics argue that the afrocentrist narrative sometimes overlooks complex historical facts.

انتقادات می گویند که داستان افرومرکزی گاهی اوقات واقعیت های تاریخی پیچیده را نادیده می گیرد.

the movement is led by a dedicated group of afrocentrist activists.

این جنبش توسط یک گروه وفادار از فعالان افرومرکزی رهبری می شود.

this book is considered a foundational text in afrocentrist thought.

این کتاب به عنوان یک متن بنیادی در فکر افرومرکزی در نظر گرفته می شود.

an afrocentrist worldview prioritizes the experiences and agency of african people.

یک دیدگاه جهانی افرومرکزی تجربه و توانایی افراد آفریقایی را اولویت می بخشد.

the museum exhibition was curated with a strong afrocentrist approach.

این نمایشگاه موزه با رویکرد قوی افرومرکزی آماده شده است.

she identifies as an afrocentrist feminist fighting against dual oppression.

او خود را یک فمینیست افرومرکزی می داند که در برابر سوءاستفاده دوگانه می جنگد.

debates regarding afrocentrist ideology often arise in sociological circles.

مباحثات درباره ایدئولوژی افرومرکزی گاهی در دایره های علوم اجتماعی پدیدار می شود.

the author provides an afrocentrist critique of western philosophy.

نویسنده یک نقد افرومرکزی از فلسفه غربی ارائه می دهد.

many artists draw inspiration from traditional afrocentrist aesthetics.

بanyak هنرمندان از زیبایی های سنتی افرومرکزی الهام می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید