aftershaft

[ایالات متحده]/ˈæftəʃæft/
[بریتانیا]/ˌæftərˈʃæft/

ترجمه

n. بخشی از پر که فراتر از گیره بیرون آمده و به باربول‌ها متصل می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

aftershaft bearing

یاتاقان پس‌شاخه

aftershaft seal

واشر پس‌شاخه

inspect the aftershaft

بازرسی پس‌شاخه

aftershaft alignment

تراز پس‌شاخه

replace the aftershaft

تعویض پس‌شاخه

جملات نمونه

the lathe has an aftershaft that supports the tool.

تورک‌هانک دارای یک میل‌لنگ فرعی است که از ابزار پشتیبانی می‌کند.

the aftershaft is connected to the main shaft by a bearing.

میل‌لنگ فرعی از طریق یک بلبرینگ به میل‌لنگ اصلی متصل می‌شود.

a broken aftershaft can cause significant damage to the machinery.

شکستگی میل‌لنگ فرعی می‌تواند باعث آسیب جدی به ماشین‌آلات شود.

the aftershaft rotates at a slower speed than the main shaft.

میل‌لنگ فرعی با سرعت کمتری نسبت به میل‌لنگ اصلی می‌چرخد.

inspecting the aftershaft regularly is crucial for machine maintenance.

بازرسی منظم میل‌لنگ فرعی برای نگهداری ماشین بسیار مهم است.

the aftershaft's design can affect the efficiency of the lathe.

طراحی میل‌لنگ فرعی می‌تواند بر کارایی تورک‌هانک تأثیر بگذارد.

machinists often need to replace worn-out aftershafts.

اپراتورهای ماشین اغلب نیاز به جایگزینی میل‌لنگ‌های فرعی فرسوده دارند.

the aftershaft transmits power from the main shaft to the tool holder.

میل‌لنگ فرعی قدرت را از میل‌لنگ اصلی به نگهدارنده ابزار منتقل می‌کند.

using a high-quality aftershaft ensures smooth operation of the lathe.

استفاده از یک میل‌لنگ فرعی با کیفیت بالا، عملکرد روان تورک‌هانک را تضمین می‌کند.

the aftershaft's bearing must be lubricated regularly to prevent friction.

بلبرینگ میل‌لنگ فرعی باید به طور منظم روغن‌کاری شود تا از اصطکاک جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید