agelessness

[ایالات متحده]/ˈeɪdʒləsnəs/
[بریتانیا]/ˈeɪdʒlɛsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بی‌زمان بودن؛ جوانی جاودانه.

جملات نمونه

the secret to her agelessness is a healthy lifestyle.

راز جاودانگی او یک سبک زندگی سالم است.

he possesses an agelessness that defies his years.

او دارای جاودانگی است که سال هایش را نادیده می گیرد.

her timeless beauty speaks to her agelessness.

زیبای جاودانگی او نشان دهنده جاودانگی اوست.

many people strive for agelessness through various means.

بسیاری از مردم برای رسیدن به جاودانگی از طریق روش های مختلف تلاش می کنند.

the artist captured the subject's agelessness in her portrait.

هنرمند جاودانگی موضوع را در نقاشی خود به تصویر کشید.

some believe agelessness is achievable through spiritual practices.

برخی معتقدند که جاودانگی از طریق تمرینات معنوی قابل دستیابی است.

agelessness is often associated with wisdom and experience.

جاودانگی اغلب با خرد و تجربه مرتبط است.

she radiates an agelessness that inspires others.

او جاودانگی ای را ساطع می کند که دیگران را الهام بخش می کند.

the fountain of youth promises eternal agelessness.

چشمه جوانی جاودانگی ابدی را نوید می دهد.

achieving true agelessness requires a holistic approach to life.

رسیدن به جاودانگی واقعی نیازمند یک رویکرد جامع به زندگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید