agen

[ایالات متحده]/ˈeɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈeɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. دوباره در شعر استفاده شده، به معنای "دوباره".
Word Forms
جمعagens

عبارات و ترکیب‌ها

agentry agreement

قرارداد نمایندگی

agency fee

حق کمیسیون

real estate agen

نماینده املاک

talent agen

نماینده استعداد

agen for travel

نماینده سفر

travel agen booking

رزرو آژانس مسافرتی

sports agen

نماینده ورزشی

agen for artists

نماینده هنرمندان

agen cy business

کسب و کار آژانس

جملات نمونه

he has a keen agen for business.

او یک حس قوی برای تجارت دارد.

she's got a natural agen for languages.

او یک حس طبیعی برای زبان دارد.

you have to have an agen for music to become a good musician.

برای تبدیل شدن به یک نوازنده خوب، باید یک حس برای موسیقی داشته باشید.

the artist has a real agen for capturing light and shadow.

هنرمند یک حس واقعی برای به تصویر کشیدن نور و سایه دارد.

he's got an agen for making people laugh.

او یک حس برای خنداندن مردم دارد.

she has a natural agen for teaching.

او یک حس طبیعی برای آموزش دارد.

you need an agen for design to be successful in this industry.

برای موفقیت در این صنعت، به یک حس برای طراحی نیاز دارید.

he has a real agen for storytelling.

او یک حس واقعی برای داستان سرایی دارد.

the chef has an agen for creating delicious dishes.

سرآشپز یک حس برای تهیه غذاهای خوشمزه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید