agnatic

[ایالات متحده]/ˈædʒnætɪk/
[بریتانیا]/əˈdʒnætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نژاد گرفته از خط مردانه؛ مربوط به نژاد مردانه.

عبارات و ترکیب‌ها

agnatic descent

نَسَب مردانه

agnatic kinship

خویشاوندی مردانه

agnatic succession

وراثت مردانه

agnatic inheritance

ارث مردانه

agnatic line

خط مردانه

agnatic system

سیستم مردانه

agnatic affiliation

وابستگی مردانه

agnatic authority

اختیار مردانه

trace agnatic lineage

ردیابی نسب مردانه

جملات نمونه

the family followed an agnatic system of inheritance.

خانواده از یک سیستم ارثی مردانه پیروی می‌کرد.

agnatic descent is traced through male lines.

ریشه مردانه از طریق خطوط مردانه ردیابی می‌شود.

in some cultures, agnatic kinship plays a central role.

در برخی فرهنگ‌ها، خویشاوندی مردانه نقش متمرکزی ایفا می‌کند.

the concept of agnatic succession is common in many societies.

مفهوم جانشینی مردانه در بسیاری از جوامع رایج است.

agnatic rules often dictate leadership positions within a clan.

قوانین مردانه اغلب موقعیت‌های رهبری در یک قبیله را تعیین می‌کنند.

the agnatic system can lead to the exclusion of female heirs.

سیستم مردانه می‌تواند منجر به حذف وارثان زن شود.

understanding agnatic kinship is crucial for studying cultural practices.

درک خویشاوندی مردانه برای مطالعه شیوه‌های فرهنگی بسیار مهم است.

the historical impact of agnatic systems is still felt today.

اثرات تاریخی سیستم‌های مردانه هنوز هم امروز احساس می‌شود.

anthropologists often analyze the role of agnatic descent in societies.

قوم‌شناسان اغلب نقش ریشه مردانه را در جوامع تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the study of agnatic kinship sheds light on social structures and power dynamics.

مطالعه خویشاوندی مردانه، ساختارهای اجتماعی و پویایی قدرت را روشن می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید