agrarianize

[ایالات متحده]/əˈɡreɪriənʌɪz/
[بریتانیا]/ˌæɡrɛˈrɪənˌaɪz/

ترجمه

v به کشاورزی تبدیل شدن یا شدن؛ توسعه یا ترویج کشاورزی.

عبارات و ترکیب‌ها

agrarianize the economy

بازسازی اقتصادی

agrarianize rural areas

بازسازی مناطق روستایی

جملات نمونه

the government's policies aim to agrarianize the economy.

سیاست‌های دولت هدف خود را به سمت زمین‌ورزی اقتصاد سوق می‌دهند.

the movement sought to agrarianize society and return to traditional values.

جنبش به دنبال زمین‌ورزی جامعه و بازگشت به ارزش‌های سنتی بود.

his interest in sustainable agriculture led him to explore ways to agrarianize his farm.

علاقه او به کشاورزی پایدار او را به سمت بررسی راه‌های زمین‌ورزی مزرعه‌اش سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید