air-force

[ایالات متحده]/ˈeəˌfɔːs/
[بریتانیا]/ˈerˌfɔrs/

ترجمه

n. شاخه ای از نیروهای مسلح یک کشور که عملیات نظامی هوایی انجام می دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

air-force pilot

خلبان نیروی هوایی

جملات نمونه

the air-force conducted a training exercise over the desert.

نیروی هوایی یک تمرین آموزشی بر فراز صحرا انجام داد.

he dreamed of joining the air-force and becoming a pilot.

او رویای پیوستن به نیروی هوایی و تبدیل شدن به خلبان را داشت.

the air-force base was located near the coastal town.

پایگاه نیروی هوایی در نزدیکی شهر ساحلی قرار داشت.

modern air-force technology relies on advanced radar systems.

فناوری مدرن نیروی هوایی به سیستم‌های راداری پیشرفته متکی است.

the air-force deployed fighter jets to the region.

نیروی هوایی جت‌های جنگنده را به منطقه اعزام کرد.

she admired the bravery of the air-force personnel.

او از شجاعت پرسنل نیروی هوایی تحسین می‌کرد.

the air-force used drones for reconnaissance missions.

نیروی هوایی از پهپادها برای ماموریت‌های شناسایی استفاده کرد.

maintaining a strong air-force is crucial for national security.

حفظ یک نیروی هوایی قوی برای امنیت ملی بسیار مهم است.

the air-force academy trains future officers.

آکادمی نیروی هوایی افسران آینده را آموزش می‌دهد.

the air-force's rapid response time is impressive.

زمان پاسخ سریع نیروی هوایی قابل توجه است.

he served in the air-force for five years.

او برای پنج سال در نیروی هوایی خدمت کرد.

the air-force conducted a flyover during the parade.

نیروی هوایی در طول رژه یک پرواز نمایشی انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید