airbrushes

[ایالات متحده]/ˈɛːr.brʌʃɪz/
[بریتانیا]/ˈɛr.brʌʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام جمع از ایر براش; دستگاهی که برای پاشیدن رنگ به صورت مه ریز استفاده می‌شود
v. زمان حال مفرد سوم از ایر براش; برای پاشیدن رنگ با ایر براش

عبارات و ترکیب‌ها

airbrushes for beginners

دستگاه‌های ایربراش برای مبتدیان

جملات نمونه

the artist used airbrushes to create smooth transitions in the painting.

هنرمند از ایربراش‌ها برای ایجاد تغییرات ملایم در نقاشی استفاده کرد.

airbrushes are essential tools for professional illustrators.

ایربراش‌ها ابزارهای ضروری برای تصویرگران حرفه‌ای هستند.

learning to use airbrushes takes practice and patience.

یادگیری نحوه استفاده از ایربراش‌ها نیاز به تمرین و صبر دارد.

she experimented with different types of airbrushes to find the perfect one for her needs.

او با انواع مختلف ایربراش‌ها آزمایش کرد تا ایربراشی را که برای نیازهایش مناسب است، پیدا کند.

he cleaned his airbrushes thoroughly after each use.

او ایربراش‌های خود را بعد از هر بار استفاده به طور کامل تمیز کرد.

the airbrush technique allows for precise control over paint application.

تکنیک ایربراش به شما امکان کنترل دقیق بر روی نحوه استفاده از رنگ را می‌دهد.

airbrushes are commonly used in automotive painting and model making.

ایربراش‌ها معمولاً در نقاشی خودرو و مدل‌سازی استفاده می‌شوند.

there are various sizes and configurations of airbrushes available on the market.

انواع مختلفی از اندازه‌ها و پیکربندی‌های ایربراش در بازار موجود است.

airbrush art is a popular form of creative expression.

هنر ایربراش یک شکل محبوب از بیان خلاقیت است.

the airbrush nozzle can be adjusted for different spray patterns.

نازل ایربراش را می‌توان برای الگوهای مختلف اسپری تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید