airsickness

[ایالات متحده]/ˈɛərsɪknɪs/
[بریتانیا]/ˈɛrzɪknis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسی از تهوع و سرگیجه که ناشی از پرواز در یک هواپیما است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

experience airsickness

تجربه تهوع مسافرتی

suffer from airsickness

از تهوع مسافرتی رنج برید

prone to airsickness

مستعد تهوع مسافرتی

cure for airsickness

درمان تهوع مسافرتی

overcome airsickness

غلبه بر تهوع مسافرتی

prevent airsickness

جلوگیری از تهوع مسافرتی

aids for airsickness

کمک برای تهوع مسافرتی

جملات نمونه

she suffered from severe airsickness during the flight.

او در طول پرواز از تهوع شدید رنج می برد.

the pilot offered advice on how to prevent airsickness.

خلبان توصیه هایی در مورد نحوه پیشگیری از تهوع ارائه داد.

motion sickness, also known as airsickness, can be debilitating.

تهوع، که به عنوان تهوع هوایی نیز شناخته می شود، می تواند ناتوان کننده باشد.

ginger candies are a common remedy for airsickness.

شیرینی زنجبیل یک درمان رایج برای تهوع است.

the turbulence caused many passengers to experience airsickness.

تلاطم باعث شد بسیاری از مسافران دچار تهوع شوند.

looking at the horizon can help alleviate airsickness.

نگاه کردن به افق می تواند به کاهش تهوع کمک کند.

airsickness is more common in people who are prone to motion sickness.

تهوع در افرادی که مستعد تهوع هستند بیشتر دیده می شود.

passengers were advised to take breaks and avoid reading during the flight to prevent airsickness.

به مسافران توصیه شد در طول پرواز استراحت کنند و از خواندن برای جلوگیری از تهوع خودداری کنند.

she tried to distract herself from the feeling of airsickness by listening to music.

او سعی کرد با گوش دادن به موسیقی خود را از احساس تهوع منحرف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید