vertigo

[ایالات متحده]/ˈvɜːtɪɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈvɜːrtɪɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرگیجه، حسی از چرخش و از دست دادن تعادل.

عبارات و ترکیب‌ها

cervical vertigo

سرگیجه گردنی

جملات نمونه

The mechanisms of anti-vertigo and anti-vomiting effects of phenergan is unkown.It is assumed that the effects are based on the anti-coline effect of phenergan.

مکانیسم اثر ضد سرگیجه و ضد استفراغ فنرگان مشخص نیست. این فرضیه وجود دارد که این اثرات بر اساس اثر ضد کولین فنرگان است.

A high suspicion of AICA infarction should be considered in managing patients with acute vertigo and limb dysmetria, especially in patients with risk factors for stroke.

در مدیریت بیماران مبتلا به سرگیجه حاد و عدم تعادل اندام، به ویژه در بیماران با عوامل خطر سکته مغزی، باید شک بالایی نسبت به ایسکمی AICA وجود داشته باشد.

The high energy continues inside the Tachyon Black/Titanium interior with a wraparound dash in Vertigo Green, and a dashboard that features color-coordinated fabric.

انرژی بالا در داخل فضای داخلی Tachyon Black/Titanium با داشبورد پیچیده در Vertigo Green و داشبورد با پارچه هماهنگ با رنگ ادامه دارد.

She experienced sudden vertigo while looking down from the tall building.

او در حالی که از ساختمان بلند به پایین نگاه می‌کرد، دچار سرگیجه ناگهانی شد.

Vertigo can be a symptom of various medical conditions.

سرگیجه می‌تواند علامتی از شرایط پزشکی مختلف باشد.

The spinning amusement park ride gave me a sense of vertigo.

قطار کوهشی هیجان‌انگیز پارک سرگرمی، احساس سرگیجه به من داد.

Vertigo is often associated with inner ear problems.

سرگیجه اغلب با مشکلات گوش داخلی مرتبط است.

The sudden drop on the roller coaster caused a feeling of vertigo.

افت ناگهانی در چرخ و فلک، احساس سرگیجه ایجاد کرد.

Some people experience vertigo when they are in high places.

برخی افراد در هنگام قرار گرفتن در مکان‌های مرتفع دچار سرگیجه می‌شوند.

The medication helped alleviate her vertigo symptoms.

دارو به کاهش علائم سرگیجه او کمک کرد.

Vertigo can make it difficult to maintain balance and coordination.

سرگیجه می‌تواند حفظ تعادل و هماهنگی را دشوار کند.

He felt a wave of vertigo as he stood up too quickly.

وقتی خیلی سریع بلند شد، احساس سرگیجه کرد.

The doctor recommended vestibular rehabilitation therapy for her vertigo.

پزشک توانبخشی وزیکولر را برای سرگیجه او توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید