| جمع | akses |
the earth's axis is tilted at approximately 23.5 degrees, creating our seasons.
محور زمین به طور تقریبی 23.5 درجه میل دارد که فصل های ما را ایجاد می کند.
the wheel rotates around its central axis with remarkable smoothness.
چرخ حول محور مرکزی خود با دقت بسیار زیاد چرخانده می شود.
graphs with two axes can display complex relationships between variables.
نمودارهایی با دو محور می توانند روابط پیچیده بین متغیرها را نشان دهند.
the horizontal axis represents time while the vertical axis shows temperature readings.
محور افقی زمان را نشان می دهد در حالی که محور عمودی خوانش های دمایی را نشان می دهد.
rotation around multiple axes creates three-dimensional movement in space.
چرخش حول چند محور حرکت سه بعدی در فضا ایجاد می کند.
the piano keyboard follows a specific pattern along its length axis.
کیبورد پیانو به طور خاصی در طول محور طول خود الگویی دنبال می کند.
geographic coordinates use imaginary axes crossing at the earth's poles.
مختصات جغرافیایی از محورهای خیالی استفاده می کنند که در قطب های زمین با هم متقاطع می شوند.
symmetrical objects often have at least one axis of symmetry dividing them equally.
اگرچه اجسام متقارن معمولاً حداقل یک محور تقارن دارند که آنها را به طور مساوی تقسیم می کنند.
changing one's perspective can shift the entire axis of understanding.
تغییر دیدگاه یک فرد می تواند تمام محور درک را تغییر دهد.
the machine's main axis must remain perfectly vertical for optimal operation.
محور اصلی ماشین برای عملکرد بهینه باید کاملاً عمودی باقی بماند.
artistic compositions frequently use diagonal axes to create dynamic tension.
سازه های هنری به طور مکرر از محورهای قطری برای ایجاد تنش دینامیک استفاده می کنند.
the molecule rotates around its polar axis at extremely high speeds.
مoleکول حول محور قطبی خود با سرعت بسیار بالا چرخانده می شود.
the earth's axis is tilted at approximately 23.5 degrees, creating our seasons.
محور زمین به طور تقریبی 23.5 درجه میل دارد که فصل های ما را ایجاد می کند.
the wheel rotates around its central axis with remarkable smoothness.
چرخ حول محور مرکزی خود با دقت بسیار زیاد چرخانده می شود.
graphs with two axes can display complex relationships between variables.
نمودارهایی با دو محور می توانند روابط پیچیده بین متغیرها را نشان دهند.
the horizontal axis represents time while the vertical axis shows temperature readings.
محور افقی زمان را نشان می دهد در حالی که محور عمودی خوانش های دمایی را نشان می دهد.
rotation around multiple axes creates three-dimensional movement in space.
چرخش حول چند محور حرکت سه بعدی در فضا ایجاد می کند.
the piano keyboard follows a specific pattern along its length axis.
کیبورد پیانو به طور خاصی در طول محور طول خود الگویی دنبال می کند.
geographic coordinates use imaginary axes crossing at the earth's poles.
مختصات جغرافیایی از محورهای خیالی استفاده می کنند که در قطب های زمین با هم متقاطع می شوند.
symmetrical objects often have at least one axis of symmetry dividing them equally.
اگرچه اجسام متقارن معمولاً حداقل یک محور تقارن دارند که آنها را به طور مساوی تقسیم می کنند.
changing one's perspective can shift the entire axis of understanding.
تغییر دیدگاه یک فرد می تواند تمام محور درک را تغییر دهد.
the machine's main axis must remain perfectly vertical for optimal operation.
محور اصلی ماشین برای عملکرد بهینه باید کاملاً عمودی باقی بماند.
artistic compositions frequently use diagonal axes to create dynamic tension.
سازه های هنری به طور مکرر از محورهای قطری برای ایجاد تنش دینامیک استفاده می کنند.
the molecule rotates around its polar axis at extremely high speeds.
مoleکول حول محور قطبی خود با سرعت بسیار بالا چرخانده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید