kia

[ایالات متحده]/[ˈkiːə]/
[بریتانیا]/[ˈkiːə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تولید کننده خودرو چندملیتی کره جنوبی؛ یک خودرو تولید شده توسط کیا.

عبارات و ترکیب‌ها

kia soul

کیا سول

kia motors

کیا موتورس

buying a kia

خرید کیا

kia dealership

فروشگاه کیا

kia parts

قطعات کیا

kia service

خدمات کیا

new kia

کیا جدید

kia warranty

ضمان کیا

kia price

قیمت کیا

kia model

مدل کیا

جملات نمونه

the kia was parked awkwardly on the street.

کیا به طور نامناسبی در خیابان پارک شده بود.

we need to kia the car before the trip.

قبل از سفر باید ماشین را کیا کنیم.

kia offers a range of affordable suvs.

کیا یک محدوده ای از اسیوی‌های قیمت مناسب ارائه می‌دهد.

he's a loyal kia customer for many years.

او برای چندین سال یک مشتری وفادار کیا است.

the kia dealership is just around the corner.

dealership کیا در گوشه ای نزدیک است.

do you prefer kia or hyundai?

آیا کیا یا هیوندای را می‌پسندید؟

the kia's engine started making a strange noise.

موتور کیا شروع به تولید یک صدای عجیب کرد.

we're considering buying a new kia sedan.

ما در حال فکر کردن به خرید یک کیا سدنه جدید هستیم.

the kia's warranty covers major repairs.

ضمان کیا به تعمیرات اصلی پوشش می‌دهد.

she test drove a kia sportage yesterday.

او دیروز یک کیا سپورتیج را تست ران کرد.

the kia's interior is surprisingly spacious.

داخل کیا به طور شگفت‌آوری گسترده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید