| جمع | alabamians |
proud alabamians display their state flag at local festivals every year.
الآلامبیاییهای مفتخر در هر سال در جشنوارههای محلی پرچم ایالت خود را نمایش میدهند.
the traditional alabamian cuisine features barbecue and fried chicken.
آشپزی سنتی آلامبیا گوشت چرخکرده و مرغ سرخکرده را شامل میشود.
many famous musicians have alabamian origins in the blues genre.
بanyak موسیقیدانهای معروف از سرچشمههای آلامبیایی در ژانر بلوز دارند.
the warm alabamian hospitality makes visitors feel welcome.
میزبانی گرم آلامبیایی بازدیدکنندگان را به خانه خوشآمد میگوید.
a young alabamian entrepreneur started a successful tech company.
یک کارآفرین جوان آلامبیایی یک شرکت فناوری موفق را آغاز کرد.
the distinctive alabamian accent reflects the region's cultural heritage.
تکانهی متمایز آلامبیایی به ویژگی فرهنگی منطقه اشاره دارد.
several alabamian writers have won national literary awards.
چند نویسنده آلامبیایی جوایز ادبی ملی را کسب کردهاند.
the historical alabamian architecture attracts tourists from around the world.
معماری تاریخی آلامبیا گردشگرانی از سراسر جهان را جذب میکند.
typical alabamian families gather for sunday dinner at grandparents' home.
خانوادههای معمولی آلامبیایی برای شام یکشنبه در خانه دوستدشمنهای خود جمع میشوند.
the agricultural alabamian landscape produces cotton and peanuts.
منظرهی کشاورزی آلامبیا پنبه و گردو تولید میکند.
southern alabamian traditions include storytelling and folk music.
سنتهای جنوبی آلامبیا داستانگویی و موسیقی ساده را شامل میشود.
the alabamian college football team has a passionate fan base.
تیم فوتبال دانشگاهی آلامبیا یک پایگاه هواداران وفادار دارد.
proud alabamians display their state flag at local festivals every year.
الآلامبیاییهای مفتخر در هر سال در جشنوارههای محلی پرچم ایالت خود را نمایش میدهند.
the traditional alabamian cuisine features barbecue and fried chicken.
آشپزی سنتی آلامبیا گوشت چرخکرده و مرغ سرخکرده را شامل میشود.
many famous musicians have alabamian origins in the blues genre.
بanyak موسیقیدانهای معروف از سرچشمههای آلامبیایی در ژانر بلوز دارند.
the warm alabamian hospitality makes visitors feel welcome.
میزبانی گرم آلامبیایی بازدیدکنندگان را به خانه خوشآمد میگوید.
a young alabamian entrepreneur started a successful tech company.
یک کارآفرین جوان آلامبیایی یک شرکت فناوری موفق را آغاز کرد.
the distinctive alabamian accent reflects the region's cultural heritage.
تکانهی متمایز آلامبیایی به ویژگی فرهنگی منطقه اشاره دارد.
several alabamian writers have won national literary awards.
چند نویسنده آلامبیایی جوایز ادبی ملی را کسب کردهاند.
the historical alabamian architecture attracts tourists from around the world.
معماری تاریخی آلامبیا گردشگرانی از سراسر جهان را جذب میکند.
typical alabamian families gather for sunday dinner at grandparents' home.
خانوادههای معمولی آلامبیایی برای شام یکشنبه در خانه دوستدشمنهای خود جمع میشوند.
the agricultural alabamian landscape produces cotton and peanuts.
منظرهی کشاورزی آلامبیا پنبه و گردو تولید میکند.
southern alabamian traditions include storytelling and folk music.
سنتهای جنوبی آلامبیا داستانگویی و موسیقی ساده را شامل میشود.
the alabamian college football team has a passionate fan base.
تیم فوتبال دانشگاهی آلامبیا یک پایگاه هواداران وفادار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید