alamoes

[ایالات متحده]/əˈleɪmoʊz/
[بریتانیا]/əˈleɪmoʊz/

ترجمه

n. نوعی درخت، که به عنوان صنوبر یا درخت پنبه‌ای نیز شناخته می‌شود.

جملات نمونه

the chef used fresh alamoes in his signature dish.

سرآشپز در غذای خاص خود از آلوی تازه استفاده کرد.

the market was overflowing with colorful alamoes.

بازار پر از آلوی رنگارنگ بود.

i picked up a few alamoes at the farmer's market.

من چند عدد آلو از بازار کشاورزان خریدم.

the recipe called for diced alamoes.

دستور غذا نیاز به آلوی خرد شده داشت.

alamoes are a versatile ingredient in many cuisines.

آلو یک ماده غذایی همه‌کاره در بسیاری از غذاها است.

the sweet taste of the alamoes complemented the savory dish perfectly.

طعم شیرین آلو به طور کامل با غذای دلپذیر همراه شد.

i love adding fresh alamoes to my salads for a burst of flavor.

من عاشق اضافه کردن آلوهای تازه به سالادهایم برای طعم بی‌نظیر هستم.

the gardener carefully tended to the alamoes, ensuring they received plenty of sunlight.

باغبانی با دقت از آلوی مراقبت کرد و اطمینان حاصل کرد که نور خورشید کافی دریافت می‌کنند.

alamoes are a popular choice for grilling and roasting.

آلو یک انتخاب محبوب برای گریل و برشته کردن است.

the aroma of the grilled alamoes filled the air with delicious fragrance.

عطر آلوی گریل شده هوا را با عطر دلپذیر پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید