alate

[ایالات متحده]/ˈælɪteɪt/
[بریتانیا]/ˌæl.əˈteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالدار یا دارای appendages شبیه بال؛ بالدار (در پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

alate construction

ساختمان‌سازی

alate wing

باله

alate growth

رشد

alate pattern

الگو

alate structure

ساختار

alate formation

تشکیل

alate development

توسعه

alate feature

ویژگی

جملات نمونه

the wings of that butterfly are alate.

بال‌های آن پروانه بالدار هستند.

the insect's alate stage is characterized by its long, slender wings.

مرحله بالدار حشره با بال‌های بلند و باریک مشخص می‌شود.

some species of insects undergo an alate metamorphosis.

برخی از گونه‌های حشرات دچار تغییر شکل بالدار می‌شوند.

the alate form is adapted for flight.

فرم بالدار برای پرواز سازگار شده است.

alate insects are often found in open habitats.

حشرات بالدار اغلب در زیستگاه‌های باز یافت می‌شوند.

the alate stage allows for dispersal and colonization of new areas.

مرحله بالدار امکان پراکندگی و استعمار مناطق جدید را فراهم می‌کند.

alate individuals are typically more sexually mature.

افراد بالدار معمولاً از نظر جنسی بیشتر بالغ هستند.

the development of alate wings is influenced by environmental factors.

توسعه بال‌های بالدار تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد.

alate insects play a crucial role in pollination and food webs.

حشرات بالدار نقش مهمی در گرده‌افشانی و شبکه‌های غذایی ایفا می‌کنند.

the study of alate development is important for understanding insect ecology.

مطالعه توسعه بالدار برای درک اکولوژی حشرات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید