albites

[ایالات متحده]/ˈælbaɪts/
[بریتانیا]/ˈælbaɪts/

ترجمه

n. نوعی کانی فلدسپار که عمدتاً از سیلیکات آلومینیوم سدیم تشکیل شده است؛ نام یک شخص (Albite)

جملات نمونه

albites are often found in metamorphic rocks.

آلبیت‌ها اغلب در سنگ‌های دگرگونی یافت می‌شوند.

the albites in this sample are a light shade of gray.

آلبیت‌های موجود در این نمونه، سایه‌ای روشن از خاکستری دارند.

albites have a characteristic glassy luster.

آلبیت‌ها دارای درخشندگی شیشه‌ای مشخصی هستند.

the presence of albites can indicate the type of metamorphic process.

وجود آلبیت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده نوع فرآیند دگرگونی باشد.

geologists study albites to understand rock formations.

زمین‌شناسان آلبیت‌ها را برای درک ساختارهای سنگی مطالعه می‌کنند.

albites are a type of feldspar mineral.

آلبیت‌ها نوعی खनिज فلدسپار هستند.

the albites in this specimen are relatively pure.

آلبیت‌های موجود در این نمونه نسبتاً خالص هستند.

albites have a high refractive index.

آلبیت‌ها دارای ضریب شکست بالایی هستند.

the color of albites can vary depending on trace elements.

رنگ آلبیت‌ها می‌تواند بسته به عناصر خاکی متفاوت باشد.

albites are used in some ceramics and glass production.

آلبیت‌ها در برخی از سرامیک‌ها و تولید شیشه استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید