| جمع | alemans |
alemanes
آلمانیها
the alemán student in my class speaks three languages.
دانشآموز آلمانی در کلاس من سه زبان میزnam.
my neighbor is alemán and makes excellent beer.
همسایه من آلمانی است و بیالرویهای خوب میسازد.
i learned the word "aleman" in my spanish lesson today.
امروز در درس اسپانیایی من کلمه "آلمانی" را یاد گرفتم.
the alemán restaurant on main street serves authentic food.
رستوران آلمانی در خیابان اصلی غذای اصیلی را ارائه میدهد.
she married an alemán man she met in barcelona.
او با مردی آلمانی که در بارسلونا آشنا شد ازدواج کرد.
the alemán embassy is located downtown.
قایقخانه آلمانی در مرکز شهر قرار دارد.
i have an alemán friend who lives in munich.
من یک دوست آلمانی دارم که در مونیخ زندگی میکند.
the alemán language sounds interesting to learn.
زبان آلمانی یادگیری آن جالب به نظر میرسد.
he speaks alemán fluently after living there for five years.
او پس از زندگی در آنجا به مدت پنج سال بهطور مسلط آلمانی میزnam.
the alemán culture is known for its efficiency.
فرهنگ آلمانی به دلیل کاراییاش معروف است.
my boss is alemán and very punctual.
سرپرست من آلمانی است و بسیار به موقع است.
we visited an alemán museum during our trip.
در طول سفرمان به یک موزه آلمانی رفتیم.
alemanes
آلمانیها
the alemán student in my class speaks three languages.
دانشآموز آلمانی در کلاس من سه زبان میزnam.
my neighbor is alemán and makes excellent beer.
همسایه من آلمانی است و بیالرویهای خوب میسازد.
i learned the word "aleman" in my spanish lesson today.
امروز در درس اسپانیایی من کلمه "آلمانی" را یاد گرفتم.
the alemán restaurant on main street serves authentic food.
رستوران آلمانی در خیابان اصلی غذای اصیلی را ارائه میدهد.
she married an alemán man she met in barcelona.
او با مردی آلمانی که در بارسلونا آشنا شد ازدواج کرد.
the alemán embassy is located downtown.
قایقخانه آلمانی در مرکز شهر قرار دارد.
i have an alemán friend who lives in munich.
من یک دوست آلمانی دارم که در مونیخ زندگی میکند.
the alemán language sounds interesting to learn.
زبان آلمانی یادگیری آن جالب به نظر میرسد.
he speaks alemán fluently after living there for five years.
او پس از زندگی در آنجا به مدت پنج سال بهطور مسلط آلمانی میزnam.
the alemán culture is known for its efficiency.
فرهنگ آلمانی به دلیل کاراییاش معروف است.
my boss is alemán and very punctual.
سرپرست من آلمانی است و بسیار به موقع است.
we visited an alemán museum during our trip.
در طول سفرمان به یک موزه آلمانی رفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید