berlin

[ایالات متحده]/bɝ'lɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برلین - پایتخت آلمان، با تاریخچه و میراث فرهنگی طولانی.

عبارات و ترکیب‌ها

Berlin Wall

دیوار برلین

berlin philharmonic

ارکستر فیلارمونیک برلین

east berlin

برلین شرقی

berlin wall

دیوار برلین

visit berlin

بازدید از برلین

berlin philharmonic

ارکستر فیلارمونیک برلین

berlinale film festival

جشنواره فیلم برلیناله

live in berlin

زندگی در برلین

berlin, germany

برلین، آلمان

explore berlin

کاوش در برلین

travel to berlin

سفر به برلین

جملات نمونه

berlin is known for its rich history.

برلین به خاطر تاریخ غنی خود مشهور است.

many tourists visit berlin every year.

هر سال گردشگران زیادی از برلین بازدید می‌کنند.

berlin has a vibrant art scene.

برلین دارای صحنه هنری پر جنب و جوشی است.

the berlin wall was a significant historical landmark.

دیوار برلین یک نقطه عطف تاریخی مهم بود.

berlin offers a diverse culinary experience.

برلین تجربه‌ای آشپزی متنوع ارائه می‌دهد.

there are many parks in berlin for relaxation.

در برلین پارک‌های زیادی برای استراحت وجود دارد.

berlin hosts numerous festivals throughout the year.

برلین میزبان جشنواره‌های متعددی در طول سال است.

berlin's public transportation system is efficient.

سیستم حمل و نقل عمومی برلین کارآمد است.

people in berlin are known for their open-mindedness.

مردم برلین به خاطر ذهن باز بودن خود مشهور هستند.

berlin is a hub for technology and innovation.

برلین یک مرکز فناوری و نوآوری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید