algebraists

[ایالات متحده]/ælˈdʒiːbrəɪst/
[بریتانیا]/al-ˈjebrə-ist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریاضیدانی که در جبر تخصص دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

an algebraist's approach

رویکرد یک ریاضیدان

a skilled algebraist

یک ریاضیدان ماهر

algebraist at work

ریاضیدان در حال کار

the algebraist's solution

راه حل ریاضیدان

an expert algebraist

یک ریاضیدان متخصص

a renowned algebraist

یک ریاضیدان مشهور

an accomplished algebraist

یک ریاضیدان موفق

a brilliant algebraist

یک ریاضیدان با استعداد

جملات نمونه

an algebraist uses equations to solve problems.

یک جبراچی از معادلات برای حل مسائل استفاده می‌کند.

the algebraist explained the concept in a clear way.

آن جبراچی مفهوم را به روشی واضح توضیح داد.

she is a brilliant algebraist with many awards.

او یک جبراچی بااستعداد با جوایز متعدد است.

he became an algebraist after studying mathematics for years.

او پس از سال‌ها تحصیل در رشته ریاضیات به یک جبراچی تبدیل شد.

algebraists often work in academia or research institutions.

جبراچی‌ها اغلب در دانشگاه‌ها یا مؤسسات تحقیقاتی کار می‌کنند.

the algebraist was able to prove the complex theorem.

آن جبراچی توانست قضیه پیچیده را اثبات کند.

algebraists use abstract concepts to understand mathematical structures.

جبراچی‌ها از مفاهیم انتزاعی برای درک ساختارهای ریاضی استفاده می‌کنند.

he is considered a leading algebraist in his field.

او به عنوان یک جبراچی پیشرو در زمینه خود در نظر گرفته می‌شود.

algebraists collaborate with others to solve challenging problems.

جبراچی‌ها با دیگران همکاری می‌کنند تا مسائل چالش‌برانگیز را حل کنند.

the algebraist's work has had a significant impact on the field.

کار آن جبراچی تأثیر قابل توجهی بر این حوزه داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید