alky

[ایالات متحده]/ˈælki/
[بریتانیا]/ˈɑːlki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الکل؛ مست‌خور
adj. الکلی
Word Forms
جمعalkies

عبارات و ترکیب‌ها

alky personality

شخصیت آلکی

alkyl group

گروه آلکیل

alky resin

رزین آلکی

alkylating agent

عامل آلکیلاسیون

جملات نمونه

he's got an alky attitude.

او نگرش الکلی دارد.

she’s known as an alky in the neighborhood.

او در محله به عنوان یک الکلی شناخته می شود.

don't be such an alky, have some water.

چقدر الکلی نباشید، کمی آب بنوشید.

he used to be a real alky, but he’s sober now.

او قبلاً یک الکلی واقعی بود، اما اکنون هوشیار است.

there's an alky bar down the street.

در پایین خیابان یک بار الکلی وجود دارد.

he’s an alky and can’t hold his liquor.

او یک الکلی است و نمی تواند الکلش را تحمل کند.

she's worried that he might be an alky.

او نگران است که شاید او یک الکلی باشد.

the party was full of alkies.

مهمانی پر از الکلی بود.

he's an alky, but he’s a good friend.

او یک الکلی است، اما دوست خوبی است.

i don’t want to go to that bar, it’s full of alkies.

نمی خواهم به آن بار بروم، پر از الکلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید