almandine

[ایالات متحده]/ˈælˌmænˌdaɪn/
[بریتانیا]/ælˈmænˌdɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گارنت، که معمولاً رنگی تیره مایل به قرمز دارد؛ گارنت آهن آلومینیوم.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

almandine glaze

گلیز آلماندین

almandine sauce

سس آلماندین

almandine dressing

سس سالاد آلماندین

almandine chicken

مرغ آلماندین

almandine fish

ماهی آلماندین

almandine flavor

طعم آلماندین

almandine recipe

دستور پخت آلماندین

جملات نمونه

the chef prepared a delicious almandine sauce.

سرآشپز یک سس آلماندین خوشمزه آماده کرد.

he ordered the chicken with an almandine topping.

او مرغ را با رویه آلماندین سفارش داد.

the dish featured a vibrant almandine glaze.

غذا دارای یک پوشش آلماندین زنده بود.

almandine is a classic french sauce.

آلماندین یک سس فرانسوی کلاسیک است.

the almandine dressing added a nutty flavor to the salad.

سس آلماندین طعم مغذی ای به سالاد اضافه کرد.

almandine is made with almonds, butter, and wine.

آلماندین با بادام، کره و شراب تهیه می شود.

the roasted vegetables were coated in a rich almandine sauce.

سبزیجات کبابی با سس آلماندین غنی پوشانده شده بودند.

the fish was served with a delicate almandine garnish.

ماهی با تزئینات ظریف آلماندین سرو شد.

almandine is a versatile sauce that can be used in many dishes.

آلماندین یک سس همه کاره است که می توان از آن در بسیاری از غذاها استفاده کرد.

the almandine flavor was subtle but delicious.

طعم آلماندین ظریف اما خوشمزه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید