almandites

[ایالات متحده]/ˈælˌmænˌdaɪts/
[بریتانیا]/ælˈmænˌdaɪts/

ترجمه

n. نوعی سنگ قیمتی که نوعی گارنت با رنگ قرمز تیره تا قهوه‌ای مایل به قرمز است.

عبارات و ترکیب‌ها

almandites crystal formation

تشکیل بلورهای آلمااندیت

جملات نمونه

the geologist studied the almandites in the rock sample.

زمین‌شناس نمونه‌های آلماندیت را در نمونه سنگ بررسی کرد.

almandites are a type of garnet mineral.

آلماندیت‌ها نوعی खनिज گرانات هستند.

the almandites in this necklace sparkle beautifully.

آلماندیت‌های این گردنبند به زیبایی می‌درخشند.

almandites can be found in various metamorphic rocks.

می‌توان آلماندیت‌ها را در انواع سنگ‌های دگرگونی یافت.

the almandites gave the gemstone its deep red color.

آلماندیت‌ها به سنگ قیمتی رنگ قرمز تیره آن را بخشیدند.

scientists use almandites to study ancient geological processes.

دانشمندان از آلماندیت‌ها برای مطالعه فرآیندهای زمین‌شناختی باستانی استفاده می‌کنند.

the jeweler carefully set the almandites in the ring.

جواهرساز با دقت آلماندیت‌ها را در حلقه قرار داد.

almandites are known for their hardness and durability.

آلماندیت‌ها به دلیل سختی و دوام خود شناخته می‌شوند.

the almandites in this sculpture add a touch of brilliance.

آلماندیت‌های این مجسمه جلوه‌ای از درخشندگی به آن می‌بخشد.

almandites have been used in jewelry for centuries.

از آلماندیت‌ها برای قرن‌ها در جوالات استفاده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید