amassment of wealth
تکدیل ثروت
amassment of evidence
تکدیل مدارک
the artist's studio was an amassment of paints, brushes, and canvases.
استودیو هنرمند مملو از رنگها، قلمموها و بومهای نقاشی بود.
years of collecting resulted in a vast amassment of antique furniture.
سالها جمعآوری منجر به انباشت گسترده مبلمان عتیقه شد.
the politician's amassment of wealth was widely criticized.
انبوه ثروت سیاستمدار به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.
his amassment of knowledge on the subject was impressive.
انبوه دانش او در مورد این موضوع قابل تحسین بود.
the library's amassment of rare books was a treasure trove for scholars.
انبوه کتابهای کمیاب کتابخانه گنجینهای برای محققان بود.
the company's amassment of data was used to improve its products.
انبوه دادههای شرکت برای بهبود محصولات آن استفاده شد.
his amassment of power was both admired and feared.
انبوه قدرت او هم مورد تحسین و هم ترس بود.
the museum's amassment of artifacts spanned centuries.
انبوه آثار باستانی موزه قرنها را در بر میگرفت.
she had an amassment of photographs from her travels around the world.
او مجموعهای از عکسها از سفرش به سراسر جهان داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید