amberoid

[ایالات متحده]/ˈæmbəroʊɪd/
[بریتانیا]/am-ber-oyd/

ترجمه

n. کهربای مصنوعی؛ کهربای ساختگی

عبارات و ترکیب‌ها

amberoid plastic

پلاستیک آمبروئید

amberoid lens

لنز آمبروئید

amberoid material

مواد آمبروئید

amberoid resin

رزین آمبروئید

amberoid button

دکمه آمبروئید

جملات نمونه

the amberoid was warm and comforting to the touch.

امبروئید گرم و دلپذیر بود.

she ran her fingers over the smooth surface of the amberoid.

او انگشتان خود را روی سطح صاف امبروئید کشید.

the amberoid glowed faintly in the dim light.

امبروئید به آرامی در نور کم می‌درخشید.

he admired the intricate patterns within the amberoid.

او به الگوهای پیچیده داخل امبروئید علاقه داشت.

the artist used amberoid to create a stunning sculpture.

هنرمند از امبروئید برای ساختن یک مجسمه خیره‌کننده استفاده کرد.

the amberoid felt strangely familiar, like something she'd seen before.

امبروئید به طرز عجیبی آشنا بود، مانند چیزی که قبلاً دیده بود.

scientists were baffled by the properties of the amberoid.

دانشمندان در برابر خواص امبروئید متحیر بودند.

the amberoid held a secret, waiting to be discovered.

امبروئید یک راز را در خود داشت که منتظر کشف شدن بود.

he carefully wrapped the amberoid in protective tissue paper.

او با دقت امبروئید را در کاغذ بافت محافظ پیچید.

the antique dealer valued the amberoid highly for its rarity.

معامله‌گر عتیقه به دلیل کمیاب بودن، ارزش زیادی برای امبروئید قائل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید