amoys

[ایالات متحده]/əˈmɔɪz/
[بریتانیا]/əˈmoʊɪz/

ترجمه

n. شیامن (شهری در چین)

عبارات و ترکیب‌ها

amidst amoys

در میان آمویز

among the amoys

در میان آمویزها

lost among amoys

گم شده در میان آمویزها

separate from amoys

جدای از آمویزها

surrounded by amoys

احاطه شده توسط آمویزها

invisible among amoys

نامرئی در میان آمویزها

the amoys cheered

آمویزها تشویق کردند

جملات نمونه

amoys are often enjoyed in the evening.

شیرینی‌های آمیوس اغلب در شب میل می‌شوند.

she has a new amoys recipe she wants to try.

او یک دستورالعمل جدید برای شیرینی‌های آمیوس دارد که می‌خواهد امتحان کند.

i'm craving some amoys right now.

من الان هوس شیرینی‌های آمیوس کرده‌ام.

amoys are a popular dessert in many cultures.

شیرینی‌های آمیوس در بسیاری از فرهنگ‌ها یک دسر محبوب هستند.

he made amoys with fresh fruit and whipped cream.

او شیرینی‌های آمیوس با میوه‌های تازه و خامه درست کرد.

amoys are a refreshing treat on a hot day.

شیرینی‌های آمیوس یک خوراکی خنک‌کننده در یک روز گرم هستند.

they decided to have amoys for dessert after dinner.

آنها تصمیم گرفتند بعد از شام شیرینی‌های آمیوس بخورند.

my grandmother used to make the best amoys.

مادربزرگم همیشه بهترین شیرینی‌های آمیوس را درست می‌کرد.

amoys are easy to make at home.

درست کردن شیرینی‌های آمیوس در خانه آسان است.

the amoys was decorated with chocolate shavings.

شیرینی‌های آمیوس با تراشه‌های شکلات تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید