amuses

[ایالات متحده]/əˈmjuːz/
[بریتانیا]/əˈmjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث خنده کسی شدن؛ سرگرم می‌کند؛ تفریح فراهم می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

amuses me

من را سرگرم می‌کند

amuse oneself

خود را سرگرم کردن

amuse the children

بچه ها را سرگرم کردن

amused by something

به چیزی سرگرم بودن

highly amused

بسیار سرگرم

amuse his audience

مخاطبان خود را سرگرم کند

amused expression

حالت چهره سرگرم

جملات نمونه

the comedian's jokes amuse the audience.

نکات خنده‌دار کمدین باعث سرگرمی مخاطبان می‌شود.

his silly antics amuse his younger sister.

خودی‌های احمقانه او خواهر کوچکش را سرگرم می‌کند.

the children are amused by the puppet show.

کودکان از نمایش عروسکی سرگرم می‌شوند.

this book amuses me with its witty dialogue.

این کتاب با دیالوگ‌های هوشمندانه من را سرگرم می‌کند.

the playful puppy amuses everyone in the park.

سگ بازیگوش همه را در پارک سرگرم می‌کند.

she is amused by his charming personality.

او از شخصیت جذاب او سرگرم می‌شود.

the magician's tricks amuse and amaze the crowd.

ترفندهای جادوگر جمعیت را سرگرم و شگفت‌زده می‌کند.

their silly conversation amuses me.

گفتگوی احمقانه آنها من را سرگرم می‌کند.

the movie amused us with its lighthearted plot.

فیلم با طرح داستان سبک خود ما را سرگرم کرد.

she is amused by his silly jokes.

او از شوخی‌های احمقانه او سرگرم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید