anaemia is commonly present in patients with both conditions, and is therefore not a helpful discriminant.
کمخونی اغلب در بیماران مبتلا به هر دو بیماری وجود دارد و در نتیجه یک ضمیمه مفید نیست.
The haemolysis sex anemia that aguish infection causes is this kind of anaemia in one commonner kind.
همولیز جنسیتی آنمی که عفونت آگویش ایجاد میکند، این نوع آنمی در یک نوع معمول است.
She was diagnosed with anaemia and prescribed iron supplements.
او به کمخونی مبتلا شد و مکملهای آهن برایش تجویز شد.
Anaemia can cause fatigue and weakness.
کمخونی میتواند باعث خستگی و ضعف شود.
Iron deficiency is a common cause of anaemia.
کمبود آهن یک علت شایع کمخونی است.
The doctor recommended a diet rich in iron to help with her anaemia.
پزشک یک رژیم غذایی غنی از آهن برای کمک به کمخونی او توصیه کرد.
Severe anaemia may require blood transfusions.
کمخونی شدید ممکن است نیاز به انتقال خون داشته باشد.
Pregnant women are at a higher risk of developing anaemia.
زنان باردار بیشتر در معرض خطر ابتلا به کمخونی هستند.
The symptoms of anaemia include pale skin and dizziness.
علائم کمخونی شامل پوست رنگپریده و سرگیجه است.
Regular blood tests can help monitor anaemia levels.
آزمایشات خون منظم میتواند به ردیابی سطح کمخونی کمک کند.
A balanced diet is important for preventing anaemia.
یک رژیم غذایی متعادل برای پیشگیری از کمخونی مهم است.
Chronic diseases like kidney failure can lead to anaemia.
بیماریهای مزمن مانند نارسایی کلیه میتواند منجر به کمخونی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید