evaluator

[ایالات متحده]/i'væljueitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جستجوگر ارزش ارزیاب.

جملات نمونه

The evaluator carefully reviewed the test results.

ارزیاب نتایج آزمون را با دقت بررسی کرد.

The evaluator provided valuable feedback on the project.

ارزیاب بازخورد ارزشمندی در مورد پروژه ارائه داد.

It's important to select a qualified evaluator for the job.

انتخاب یک ارزیاب واجد شرایط برای این کار مهم است.

The evaluator's report highlighted areas for improvement.

گزارش ارزیاب نقاط قابل بهبود را برجسته کرد.

The evaluator assessed the impact of the new policy.

ارزیاب تأثیر سیاست جدید را ارزیابی کرد.

The company hired an external evaluator to assess their performance.

شرکت برای ارزیابی عملکرد خود یک ارزیاب خارجی استخدام کرد.

The evaluator's recommendations were implemented to enhance efficiency.

توصیه های ارزیاب برای افزایش کارایی اجرا شدند.

The evaluator conducted interviews to gather data for the report.

ارزیاب برای جمع آوری داده ها برای گزارش مصاحبه انجام داد.

The school's evaluator observed classroom activities to assess teaching quality.

ارزیاب مدرسه فعالیت های کلاس درس را برای ارزیابی کیفیت آموزش مشاهده کرد.

The evaluator's expertise in the field was evident from the thorough analysis.

تخصص ارزیاب در این زمینه از تحلیل جامع آشکار بود.

نمونه‌های واقعی

Independent evaluators assessed the innovativeness of their ideas.

ارزیاب‌های مستقل نوآوری ایده‌های آن‌ها را ارزیابی کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Evaluators in that same study actually shifted hiring criteria to give men an advantage.

ارزیاب‌ها در همان مطالعه به طور واقعی معیارهای استخدام را تغییر دادند تا به مردان برتری دهند.

منبع: Lean In

I ask the evaluator to consider the possibility that this successful female may be paying a gender-based penalty.

از ارزیاب می‌خواهم این احتمال را در نظر بگیرد که این زن موفق ممکن است جریمه جنسیتی پرداخت کند.

منبع: Lean In

And also had blind evaluators people who didn't know which condition they were in, evaluate how they were walking.

و همچنین ارزیاب‌های کور داشت که نمی‌دانستند در چه شرایطی هستند، نحوه راه رفتن آن‌ها را ارزیابی می‌کردند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

The evaluators were also quick to dismiss their accomplishments.

ارزیاب‌ها همچنین به سرعت دستاوردهای آن‌ها را نادیده گرفتند.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2019 Collection

Female evaluators penalize both males and females for asking for more.

ارزیاب‌های زن هم مردان و هم زنان را به دلیل درخواست بیشتر مجازات می‌کنند.

منبع: Stanford Open Course: Negotiation Skills

Whether it's the recommender or the evaluator or the illuminator or optimizer or many, many other ones.

صرف نظر از اینکه توصیه‌کننده، ارزیاب، روشنگر، بهینه‌ساز یا بسیاری، بسیاری دیگر است.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2022 Collection

If the evaluator was unable to determine which was which, the computer was said to have passed the  test.

اگر ارزیاب نتوانست تشخیص دهد کدام کدام است، گفته می‌شد که کامپیوتر آزمون را گذرانده است.

منبع: Fun Talk about Linguistics

An  evaluator would eavesdrop on a typed conversation between two participants: a human and a computer.

یک ارزیاب به طور مخفیانه به مکالمه‌ای که از طریق متن بین دو شرکت‌کننده: یک انسان و یک کامپیوتر انجام می‌شود گوش می‌داد.

منبع: Fun Talk about Linguistics

Why sit through an entire business management course for a semester, when you can have a university evaluator assess you based on your experience?

چرا باید در طول یک ترم کامل یک دوره مدیریت کسب و کار شرکت کرد، در حالی که می‌توانید از یک ارزیاب دانشگاهی بخواهید که شما را بر اساس تجربه خود ارزیابی کند؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید