ancestress

[ایالات متحده]/ˈænˌsɛstrəs/
[بریتانیا]/ˈænˌsestrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مؤنث نیاکان یا وارث
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

know your ancestress

شناخت نیای خود

honor your ancestress

احترام به نیای خود

جملات نمونه

her ancestress was a renowned artist.

نیاکانش یک هنرمند مشهور بود.

the family legend speaks of an ancestress who possessed magical powers.

افسانه خانوادگی از یک نیاک که دارای قدرت‌های جادویی بود، صحبت می‌کند.

she traced her lineage back to a powerful ancestress.

او نسب خود را به یک نیاک قدرتمند ردیابی کرد.

the museum displayed artifacts belonging to their ancestress.

موزه مصنوعاتی متعلق به نیاک آنها را به نمایش گذاشت.

she inherited her artistic talent from her ancestress.

او استعداد هنری خود را از نیاکش به ارث برد.

learning about her ancestress inspired her to pursue art.

آشنایی با نیاکش الهام بخش او برای دنبال کردن هنر شد.

the story of their ancestress was passed down through generations.

داستان نیاک آنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

she felt a deep connection to her ancestress, despite never meeting her.

او با وجود اینکه هرگز با او ملاقات نکرده بود، ارتباط عمیقی با نیاکش احساس کرد.

the family tree revealed the influence of their ancestress on their lives.

درخت خانوادگی تأثیر نیاک آنها را بر زندگی آنها نشان داد.

she researched her ancestress's life to understand her own better.

او زندگی نیاکش را بررسی کرد تا بهتر خودش را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید