ancestresses

[ایالات متحده]/ˈænˌsɛstrəz/
[بریتانیا]/ˌænsɛˈstrɛsɪz/

ترجمه

n. اجداد مؤنث; وراثت‌های مؤنث

عبارات و ترکیب‌ها

honor one's ancestresses

احترام نمودن نیاکان زن

جملات نمونه

she learned many valuable lessons from her ancestresses.

او درس‌های ارزشمند زیادی از نیاکانش آموخت.

the stories of their ancestresses inspired the younger generation.

داستان‌های نیاکانشان نسل جوان را الهام بخشید.

their ancestresses were known for their strength and resilience.

نیاکانشان به خاطر قدرت و انعطاف‌پذیری‌شان شناخته می‌شدند.

the museum exhibit showcased artifacts passed down from the ancestresses.

نمایشگاه موزه آثار باستانی را که از نیاکان به ارث رسیده بود، به نمایش گذاشت.

she traced her family history back to her illustrious ancestresses.

او ریشه‌های خانوادگی خود را به نیاکان مشهورش نسبت داد.

their ancestresses' legacy continues to influence their lives today.

میراث نیاکانشان همچنان زندگی آنها را امروز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the village elders shared stories of their ancestresses with the children.

بزرگان روستا داستان‌های نیاکانشان را با کودکان در میان گذاشتند.

understanding their ancestresses' struggles helped them appreciate their own lives.

درک مبارزات نیاکانشان به آنها کمک کرد تا قدر زندگی خود را بدانند.

the family gathered to honor the memory of their beloved ancestresses.

خانواده گرد هم آمدند تا یاد عزیزانشان، نیاکانشان را گرامی بدارند.

she felt a deep connection to her ancestresses through shared values and traditions.

او ارتباط عمیقی با نیاکانش از طریق ارزش‌ها و سنت‌های مشترک احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید