ancho

[ایالات متحده]/ˈɑːŋkoʊ/
[بریتانیا]/ˈæn.koʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماهی کوچک و نقره‌ای از خانواده Engraulidae که اغلب در آشپزی به عنوان منبعی از روغن یا طعم استفاده می‌شود؛ نوعی فلفل چیلی (Capsicum ancho).

عبارات و ترکیب‌ها

anchovies on toast

سردو ماهی روی تست

ancho paste

خمیر آنچو

ancho chili flakes

پودر فلفل آنچو

ancho flavoring

طعم دهنده آنچو

جملات نمونه

the ancho was fresh and flavorful.

آنچو تازه و خوشمزه بود.

the chef prepared a delicious ancho dish.

سرآشپز یک غذای خوشمزه با آنچو تهیه کرد.

ancho is often used in sushi and sashimi.

آنچو اغلب در سوشی و ساشیمی استفاده می شود.

they grilled the ancho to perfection.

آنها آنچو را به خوبی گریل کردند.

the ancho steak was tender and juicy.

استیک آنچو نرم و آبدار بود.

he added a squeeze of lemon to the ancho.

او کمی آب لیمو به آنچو اضافه کرد.

the ancho salad was light and refreshing.

سالاد آنچو سبک و با طراوت بود.

ancho is a popular seafood choice.

آنچو یک انتخاب محبوب غذاهای دریایی است.

she loves the taste of ancho.

او طعم آنچو را دوست دارد.

the ancho was caught off the coast of california.

آنچو در سواحل کالیفرنیا صید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید